توصيه هاي جايگزين در محافظت از پرتوهاي يونيزه کننده داخلي

دکتر حميد رضا بافنده

متخصص علوم راديولوژي و فيزيک پزشکي- آمريکا

مشاور رسمي درمان طبيعي و گياهي دارويي- کانادا

پرتو اصطلاحي است بسيار متداول که به صورت يوننده و غير يوننده طبقه بندي شده است.

نور، صدا، ماکروويو و امواج راديويي نمونه هايي از پرتوهاي غير يوننده بشمار مي روند.

پرتو يوننده( Ionizing radiation ): پرتويي است که مي تواند اتمها و مولکولهاي درون بدن را تحت تأثير قرار داده و الکترونهاي آن را از مدار خارج و باعث تغيير شکل ملکولي گردد. تأثيرات پرتوها در انسان مي تواند به بهترين نحوي با بررسي نخستين اثرات پرتو در اتمها و ساختمان اساسي ماده تفهيم شود.

تابش- X

تابش گاما

فرا بفش

نور موئي

مادون قرمز

طول موج ميلي متري

ماکروويو رادار

تلويزيون راديو FM

موج کوتاه راديو

راديو AM

يونيزاسيون چيست؟ 10و 13و 14و 44

انواع اساسي تابش يوننده کدامند؟

پرتوهاي يوننده شکلي از تابش هستند که داراي اثر کافي در خارج کردن الکترونها، از ملکولها و اتم ها و ايجاد يون مي باشند که به صورت خلاصه اشعه يا تابش ناميده مي شود.

انواع بسياري از تابش يوننده وجود دارند، اما شناخته ترين آنها پرتو آلفا، بتا، نوترون و گاما يا پرتو- X و پرتوهاي محيطي ( Background Radiation ) هستند. پرتو هاي محيطي از بسياري از منابع متفاوت تشکيل شده است.

انسان به طور پيوسته از پرتوهاي کيهاني و پرتوهاي ناشي از منابع طبيعي مواد راديو اکتيو موجود در خاک و سنگهايي که در اطراف ما هستند( اورانيم، راديوم، کربن- 14، پتاسيم-40، رادون-222و ...) و همچنين از طريق نيروگاههاي اتمي، ذرات راديو اکتيو سلاحهاي اتمي و ديگر منابع راديو اکتيو که بدست انسان ساخته شده، در معرض تابش قرار مي گيرند.

اثرات پرتوهاي کيهاني با ارتفاع افزايش مي يابد و خلبانان خطوط هوائي بيشتر در معرض چنين منابعي قرار مي گيرند. مقدار دز پرتو در 12000 متري حدود 150 بار بيشتر از اندازه تابش سطح دريا ميباشد.

به طور متوسط، دو سوم دز پرتوهاي دريافتي انسان از طريق پرتوهاي زميني بوده و معمولاً از طريق ايزتوپ هاي راديو اکتيو پتاسيم و روبيديوم( rubidium ) و همچنين از طريق تجزيه فرآورده هاي اورانيم و تورنيم( Thourium ) ايجاد مي شود. بيشترين دز تابش دريافتي از طريق گاز رادون- 222 ايجاد مي شود. اين پرتو يکي از مجموعه فرآورده هاي زوال پرتوئي( radioactive decay series ) است که از اورانيم بوجود مي آيد. گاز رادون پس از مخلوط شدن با هوا مي تواند از طريق تنفس در ريه ها انباشت شده و جذب گردد، نتيجه اين فرآيند خروج پرتو هاي آلفا و بتا از طريق انتشار رادون در ريه باعث تخريب سلولي ميگردد که يکي از عوامل سرطان زايي در ششها مي باشد. از آنجايي که گاز رادون ازدرون زمين ساطع مي گردد معمولاً در زير زمين بناها و ساختمان ها متراکم شده و يکي از عوامل طبيعي يونشي است که سهم بالائي در دريافت پرتوهاي محيطي را به انسان اختصاص مي دهد. منابع عمده طبيعي پرتو يوننده محيطي شامل اجزاء راديو اکتيو در قشر زمين، انتشار گاز راديو اکتيو از زمين، عناصر کمياب راديو اکتيو در بدن و تابش هاي کيهاني از فضاي خارجي هستند که از جو زمين عبور مي کند.

« ساختار اتمي»

ذرات آلفا( Alpha particles ):

ذرات آلفا، ذرات همسان با هسته هاي اتم هاي هليوم هستند. در مقايسه با ديگر از شکلهاي تابش، ذرات آلفا از ذرات بسيار سنگيني هستند که پس از هيدروژن، دومين و سبکترين و رايج ترين عنصر در جهان بشمار مي روند.

اين ذرات حتي نمي توانند از لايه اي از کاغذ عبور کنند يا به لايه اي از سلولهاي مرده در سطح پوست نفوذ کنند. اما اگر اتم راديو اکتيو به درون بدن يا نزديک سلول انتشار يابد، در آن صورت ذرات درشت و سنگين پيوسته مي توانند الکترون اتمها را تحت تأثير قرار دهند. و با سرعت انرژي خود را از دست بدهند. ذرات آلفا با يونيزه کردن اتمها و تحريک سلولهاي زنده صدمات زيادي را مي توانند ايجاد کنند. راديوم و پلوتونيم دو نمونه از انتشار دهندگان آلفا هستند. ذرات آلفا را همانند توپ هاي بولينگ و ذرات بتا را مانند توپ هاي گلف و فتونهاي گاما و تابش- X را مانند فشنگ هاي بي وزن که در سرعت نور در حرکت هستند ميتوان تجسم نمود.

نوترون ها( Neutrons ) :

نوترون ها به همراه پروتونها يکي از اجزاء هسته اتمي هستند که مانند پروتونها، داراي جرم زياد اما بر خلاف آنها فاقد بار الکتريکي مي باشند. و اين امکان وجود دارد که به سهولت در ميان اتمها حرکت کنند. نوترونها که داراي انرژي بالائي هستند قبل از انتقال انرژي و يونش مي توانند به درون بدن و لايه محافظ خارجي پوست نفوذ کنند.

ذرات بتا:

ذرات بتا الکترونهايي هستند که با انرژي بسيار زياد و بيش از ذرات آلفا در حرکت هستند. قدرت آسيب رساني آن وابسته به مقدار انرژي آن مي باشد، برخي راديو ايزوتوپ ها، بتا را از خود انتشار مي دهند از قبيل يد 131 که از نظر پزشکي براي تشخيص و درمان بيماري مورد استفاده قرار مي گيرد. ذرات بتا معمولاً در فرآورده هاي شکافت توليد شده( Fission Products ) در راکتورها و انفجارات هسته اي ايجاد مي شوند.

پرتوهاي گاما و X ( Gamma and X-ray ):

پرتو گاما و X از بسته هاي انرژي شناخته شده اي به نام فوتون تشکيل شده است. فوتونها جرم يا بار الکتريکي ندارند و در خطوط مستقيمي حرکت مي کنند. تور مرئي که توسط چشمها مشاهده مي شود از فوتونها تشکيل شده، ولي داراي انرژِي پائين تري است. انرژي پرتو گاما در هر فوتون داراي بيش از 10000 الکترون ولت مي باشد، که اين مقدار 200000 بار بيش تر از انرژي نور مرئي ( 0.5 ev ) است . فوتونها بر اساس منابعشان طبقه بندي ميشوند. پرتوهاي X فوتونهايي هستند که معمولاً از انتقال انرژي الکترونهاي هر اتم ايجاد مي شوند، پرتوهاي X به طور مصنوعي از بمباران کردن اتمهاي مناسب با الکترونهاي که از انرژي بالائي برخوردار هستند در ( Classic X-ray tube ) ايجاد مي کنند.

در بيشتر موارد منافع پرتو درماني بر خطراتي که بر تندرستي بيمار دارد برتري دارد. تشعشع همچنين در تشخيص پزشکي به کار برده مي شود. مفهوم پرتو X و مطالعات ردياب راديو اکتيو اطلاعات مفيدي را در درمان بيماران در اختيار مي گذارد.انرژي پرتوهاي- X و گاما هر دو بستگي به آن شدتي دارد که بتواند عميقاً در بدن انسان نفوذ کند و دهها هزار يون ايجاد کنند. پرتوهاي محيطي يکي ديگر از منابعي است، که بايد مورد توجه قرار گيرد، اين پرتو ها از اشعه هاي کيهاني، و مواد راديو اکتيو طبيعي مانند رادون- 222 و تابش خورشيدي ايجاد مي شود.

ميزان در معرض قرار گرفتن به پرتوطبيعي بستگي به شماري از عوامل از قبيل موقعيت جغرافيايي، موادي که در ساختار خانه و غيره بکار رفته است دارد.

چه کسي در خطر است؟

حيات در روي زمين توسط جو، ما را از تشعشعات خورشيدي محافظت مي کند. تراکم جو به ازاء هر 6500 پا، به ميزان نصف کاهش مي يابد. هواپيماهايي که به ويژه در بالاي 30000 پايي جو زمين پرواز مي کنند نسبت به سطح دريا 3% از محافظت طبيعي را در اختيار دارند. مسافراني که پيوسته در پروازند، مقداري از اين پرتو را دريافت مي کنند. با توجه به اينکه پروازهاي خطوط تجاري در بالاي 80% جو زمين قرار دارند، اين مقدار دز را 150 برابر بيشتر دريافت مي کنند.

فضا نوردان به طور اجتناب نا پذيري در معرض پرتو يوننده در فضا هستند. افرادي که با تشعشعات در ارتباط هستند مانند پزشکان، پرستارها و همچنين کساني که با تجهيزات و راديو اايزوتوپ کار مي کنند، در معرض پرتوهاي- X و گاما قرار دارند. بيماراني که در معرض فراورده ها يا موادي که حاوي تشعشع هستند مانند راديوايزوتوپ ها، شتاب دهنده ها( accelerators ) و دستگاههاي پرتو- X براي تشخيص يا مقاصد درماني در معرض دريافت دزهاي يوننده هستند. بيشتر پرتوهايي که مردم عادي در معرض آن هستند، پرتوهاي محيطي است که مي تواند منجر به بيماري و پيري زودرس در آنها شود. سرطان پانکراس، ريه، روده بزرگ، تيروئيد، کبد، سينه، کم خوني و ديگر اختلالات خوني، تومورهاي خوش خيم، آب مرواريد و پائين بودن باروري اثرات اتفاقي هستند که به اشعه هاي يوننده نسبت داده مي شوند.

هيچ ميزان از تابش کاملاً بي خطر و مطمئن نيست. تصور اينکه هر ميزان از پرتويونيزه منجر به صدمات خواهد شد بسيار منطقي است. تنها اشعه هاي قوي عامل ايجاد خطر نيستند. حتي يک ملکول تخريب کننده در 100 ميليون مي تواند موجب واکنش هاي زنجيره راديکال آزاد و از بين بردن کامل سلول شود. ذرات باردار شده، انرژِي خود را از طريق يونش و تأثيرات بر انگيختگي القائي( excitation ) انتقال مي دهند. پرتوهاي گاما يا X بدون جرم و بدون بارهستند. نخست آنها بايد بر روي برخي اتم ها در سلول اثر بگذارند و انرژِي را به الکترون انتقال دهند، سپس موجب يونش و القاء در ماده هاي اطراف خود شوند.

نگرشي در خطرات مربوط به تابش:

موردهايي که با يک ميليونيم شانس مرگ و مير همراه است عبارتند از:

مورد

علت مرگ و مير

يک پرواز 5 ساعته با هواپيماي جت

سرطان (پرتوهاي کيهاني)

زندگي 2 هفته اي در ساختماني با سنگ گرانيت سرخارا

سرطان (راديوار کشوتيه)

مسافرت 100 کيلومتر توسط اتومبيل

تصادف در جاده

مسافرت 1000 کيلومتر توسط اتومبيل

تصادف

کشيدن سيگار 3-1

سرطان و بيماري ريه

نوشيدن نصف بطري شراب

بيماري کبد و ديگر بيماري ها

کارکردن به عنوان عکس بردار(با اشعه X ) به مدت يکماه

سرطان ( پرتوهاي- X )

کارکردن به عنوان پرتو شناس به مدت 2 هفته

سرطان (پرتوهاي- X )


اثرات بيولوژيکي تابش: 10و13و24و26و27و45

چگونگي اثرات تابش بر ارگانيسم هاي زيستي:

به منظور درک آسيب ديدگي با لقوه در ساختار سلولي بدن انسان توسط امواج الکترو مغناطيسي و ذرات باردار شده، ضرورت دارد که مختصر درک اساسي از مکانيزم هايي که توسط پرتو يونيزه بر ماده تأثير مي گذارد داشته باشيم. بنابراين توضيح اين موضوع اختصاراً در رابطه با مکانيسم و علتهايي که موجب آسيب و صدمه تماميت سلولي بدن مي شود حائز اهميت خاصي است.

بدن انسان از ذرات ريزي به نام مولکول تشکيل شده است. هر يک از مولکولها از اتم ها ساخته شده اند و هر يک از اتمها از هسته(مرکز) و الکترون ها در مدارها به اطراف مرکز(هسته) در حال گردشند. اين ترکيب آرايش اتم و ملکول را حفظ و نگهداري مي کند. راديکالهاي آزاد مولکول هايي هستند که يکي از الکترونهاي خود را از دست مي دهند و يا الکترون اضافي مي گيرند و بي ثبات و بسيار واکنش پذير مي شوند که اين امر موجب آسيب رساندن و صدمات بسيار در بدن مي شود. در معرض قرار گرفتن نور فرا بنفش( UV ) منجر به آفتاب سوختگي، آسيب فيزيکي به پوست و التهاب خفيف مي شود.همچنين استفاده بيش از حد از نور UV مي تواند ابتلا به سرطان پوست( Melanoma ) را افزايش دهد. پرتو يونيزه کننده به ملکولهاي پايدار آسيب مي رساند و باعث به وجود آوردن راديکالهاي آزاد از آنها مي شود.

صدمه پرتو ممکن است موجب سرطان، اختلال کروموزم ( chromosome aberration )، نقص زايمان، کاهش سيستم ايمني و ديگر مشکلات جدي در سلامتي انسان گردد. پرتو يونيزه کننده سبب اکسايش و ايجاد راديکال هاي آزاد مي شود.

برخي اتمها و مولکولهاي انرژي دار شده مي توانند انرژي هايشان را از راديکالهاي آزاد و ديگر مولکولهاي تحريک شده کاهش دهند. تشکيل اين راديکالهاي آزاد به عنوان عامل ايجاد و واکنش هاي شيميائي غير طبيعي در بدن موجودات زنده مانند کاهش سيستم ايمني، اختلال کروموزم و سرطان به اين نام شناخته شده اند.

بافت زنده حاوي مقادير زيادي آب است. هنگامي که بدن در معرض پرتو قرار مي گيرد بيشتر اين کنشها در مولکول هاي آب رخ مي دهد، و سبب اکسايش و تشکيل ذرات بسيار پايدار شده و بسيار واکنش پذير مي شوند، که آنها را راديکالهاي آزاد مي نامند.- OH ( عامل کاهش قوي) و – OHO ( عامل اکسيد کننده قوي) از راديکالهاي آزاد عمده اي هستند که در مولکولهاي آب بدن انسان ايجاد مي شوند و موجب ضربات غير مستقيم به مولکولها مي گردند. به احتمال بسيار قوي ضربات مستقيم در مولکولهاي موجود در محلول رخ مي دهد. اما اين جز بسيار کوچکي در مقابل اثرات غير مستقيم راديکالهاي آزاد است. درک اين موضوع که آنها از کجا سرچشمه مي گيرند و چرا و چگونه چنين صدمات و آسيب هايي را ايجاد مي کنند، مستلزم آموزش مختصري از بيوشيمي است. راديکالهاي آزاد تقريباً هر چيزي را که در مسيرشان بدست مي آورند با سوراخ کردن حفره هايي در غشاهاي سلول و تخريب آنزيم هاي کليدي و شکستن DNA ، آنها را اکسيد مي کنند. يک راديکال آزاد ممکن است با تشکيل بيشتري از راديکالهاي آزاد جديد سبب در هم شکستن پيوند پايدار گردد. با شرکت کردن 2 اتم از مولکول پايدار با يک جفت الکترون نا همگن تشکيل يک واکنش زنجيره اي مي شود. هزاران اجزاء ملکولي از الکترون هاي جفت ناهمگن به وجود مي آيد که به نوبت سبب راديکالهاي آزاد بيشتر و بيشتر مي شود و به همين ترتيب تمام اين رخداد ها در يک هزارم ميليونيم ( nanoseconds ) در بافت زنده روي مي دهد. هنگامي که ذرات راديو اکتيو يا تشعشع، سلولي را مورد اصابت قرار مي دهد، حداقل يکي از چهار مورد زير مي تواند رخ دهد.

•  راديکال آزاد ممکن است به سلول آسيب برساند، با اين حال سلول قبل از تقسيم شدن، مي تواند تا حدي خود را بهبود و ترميم کند.

•  راديکالهاي آزاد ممکن است طي تقسيم سلولي سبب اختلال کروموزم گردد.

•  راديکال هاي آزاد ممکن است سلول را نابود کند.

•  راديکال آزاد ممکن است بدونه هيچ صدمه اي از سلول عبور کند.

قدر مسلم اينکه ،اختلال کروموزمي و ايجاد سلولهاي سرطاني از خطرات عمده تابش است. به محض اينکه DNA آسيب ديد، پيامهاي غير عادي مي تواند به سلول و سيستم توليد مثل منتقل شود و هزاران سلولهاي توليد مثل جهش دار شده را بوجود بياورد و اساس و پايه تومورها را شکل دهد. تا اين زمان محققين توانسته اند که چندين ميليون سلولهاي غير طبيعي را مشاهده و لمس کنند.

با اين حال وجود اکسيژن در زمان دريافت اشعه منجر به تقويت اثرات شيميائي و بيولوژيکي در نتيجه راديکالهاي زيان بخش مي شود، و يا مانع ترميم ملکولهاي آسيب ديده در بدن مي گردد.

نظر به چند هدفي و چند برخورد multi – hit و The multi - target پديده پيچيده سيستم بيولوژيکي ميباشد که در معرض قرار گرفتن پرتو را توضيح مي دهد.

اين نظريه بيان مي کند با وجود هدفهاي بسيار نياز به برخورد زيادي از اشعه مي باشد تا اثر آن مشهود گردد. بنابراين مرگ سلول وابسته است به فاکتورهايي از قبيل نوع سلول و انتقال انرژي خطي ( LET ) از تابش خاص. LET مقدار متوسط انرژي جذبي است که در فاصله معيني منتقل مي شود. توانايي ترميم سلول صدمه ديده توسط ميزان تابش جذب شده مشخص مي شود و مي تواند بسيار قابل تغيير و به عامل هاي بسياري از قبيل LET ، نرخ دز جذبي( dose rate )، قابليت ترميم سلولي، تأثيرات همگون( synergistic effects ) از ديگر فرآيندهاي متابوليک و ساير فاکتورهاي ديگر بستگي داشته باشد.

هر چه بافتها سريعترين رشد کنند بيشتر آسيب پذير مي شوند، زيرا در طي فاز رشد اثرات تابش به ميزان 3 برابر بيشتر خواهد شد. سلولهاي مغز استخوان که خون را مي سازند سريعترين سلولهاي رشد در بدن انسان هستند. جنين در رحم نيز به همين ميزان حساس است. سلولهاي توليد مثل ) germinal ) در بيضه ها و تخمدانها نيز حساس مي باشند. سلولهاي مغز و لايه سلولهاي پوست بدن و روده ها کندترين رشد سلولهاي بدن را تشکيل مي دهند، که جزء مقاوم ترين سلولهاي بدن در مقابل تابش مي باشند. در برررسي هاي انجام گرفته، مشاهده شده است که حساسيت زنان در مقابل تابش نسبت به مردان 2 برابر است. اين امر به علت حساسيت سرطانهاي سينه و تيروئيد در زنان مي باشد. به طور کلي هر چه ميزان جهش سلولها بيشتر باشد، حساسيت سلول به پرتو بيشتر خواهد بود ودر نتيجه منجر به تقسيم سريع سلولهاي سرطاني و آسيب پذيري آنها مي گردد. بدين منظور براي درمان بسياري از انواع سرطانها از تابش استفاده مي شود. با اين حال به اثبات رسيده است که مؤثرترين شيوه در مقابل تومورهاي خاص، پرتو دهي است، به شرطي که عضو مورد نظر در کانون شعاعهاي تابش قرار گرفته شود، ضمن اينکه به بافت اطراف آسيب کمتري وارد مي شود مي تواند تومورهاي سرطاني را کوچک يا از بين ببرد.

مقدار حساسيت پرتوزايي را مي توان در ارگانيسم حيواني از بيشترين به کمترين، بصورت زير طبقه بندي نمود:

•  بافت جنيني و بيضه ها

•  اندامهاي Hematopoietic

•  غشاي مخاطي و اپيدرم روده

•  بافت پيوندي و بافت ماهيچه اي

تأثيرات پرتو در انسان مي تواند به دو طبقه عمده تقسيم شوند:

تأثيرات ژنتيکي:

در صورتي که آسيب و صدمات در بيضه ها و تخمدانها رخ دهد تأثيرات وراثتي ممکن است در نسلهاي آنان ظاهر شود. تأثيرات ژنتيکي تا نسلهاي بعد خود را نشان نمي دهد. نابهنجاريهاي به ارث رسيده از نسلي به نسل ديگر در نتيجه در معرض قرار گرفتن پدر يا مادر به پرتو و مخاطرات آن مي تواند به طور فزاينده اي در طول زمان افزايش يابد به عنوان مثال، در صورتي که کاربري در معرض تابش جداگانه اي قرار بگيرد و دو فرزند توليد مثل کند و به ترتيب هر يک از آنها دو فرزند به وجود بياورند به طوري که اين روند همچنان ادامه داشته باشد در بيستمين نسل اين رقم به 2097152 موجود انسان مي رسد که نشانگر خطر در معرض قرار گرفتن پرتو در کاربر مي باشد.

پرتو هاي محيطي طبيعي موجب برخي از جهش ها ژنتيکي مي شود که به عنوان يک فاکتور در فرآيند تکاملي شناخته شده است. برخي از جهش ها که منجر به تغييراتي در گياه يا حيوان مي شود بدين منظور است که بهتر خود را براي زندگي اي که در اطراف آنان مي گذرد آماده کنند. براي جمعيت عام، خطر جدي فقدان تندرستي وراثتي بيشترين حد خطر در نتيجه در معرض قرار گرفتن تابش را در دو نسل اول در بر خواهد داشت.

تأثيرات جسماني:

اثرات جسمي تابش که به وسيله شخصي در معرض آن قرار گرفته است به عوامل بسياري بستگي دارد. اين امر ممکن است به صورت اثرات فوري و سريع نمايان گردد( پس از در معرض قرار گرفتن دز بالا، خيلي سريع قابل مشاهده است)،

يا داراي اثرات تاخيري است( که ممکن است که سالها پس از در معرض قرار گرفتن رخ دهد).

اثرات جسمي در دراز مدت که با علائم و نشانه هايي همراه است مي تواند بلافاصله رخ دهد يا ماهها و يا نسلهاي بعد خود را نشان دهد. اين علائم عبارتند از:

•  بي حالي( Malaise ) کاهش وزن، تهوع، استفراغ، اسهال، عرق کردن زياد، تب و سردرد به همراه خونريزي و عوارض مربوط به سيستم گوارش، سيستم عصبي، قلب و ريه ها

•  بيماريهاي مربوط به سيستم عصبي مرکزي

•  کليه، کبد يا اختلالات گوارشي

•  رشد ناقص در کودکان

•  بيماريهاي پوستي

•  التهاب پريکارد قلب

•  عفونتهاي ريه يا اختلالات تنفسي

•  اختلال بينايي، آب مرواريد

•  اختلال در اندامهاي تناسلي

•  سرطان

شيوه هاي جايگزين در برابر آسيب ها تابش 40،39،38

تابش ممکن است به دستگاه ايمني بدن آسيب برساند و موجب استحاله عمومي در سلامتي ساختار سلولي شود. دستگاه ايمني سالم اغلب مي تواند سلولهاي آسيب ديده را جدا کند و قبل از گسترش به صورت غده هاي بدخيم آنها را کنار بزند هر بار که سلولها تحت استرس قرار گيرند، تمايل بيشتري براي شکستن مي توانند داشته باشند. سلول ترميم شده ممکن است به بيماري يا آسيب فيزيکي همانند يک سلول غير آسيب ديده پاسخ ندهد. اما هنگامي که تکثير مي شود، ممکن است اين نقص ادامه پيدا کند و منتقل شود.

در شيوه هاي متداول، محافظت در برابر مخاطرات تابش به وسيله زمان، فاصله و محافظ خارجي مي تواند انجام گردد. در واقع اين شيوه هنگامي که ما از مکان دقيق منبع تابش خارجي آگاه هستيم انجام مي گيرد. شيوه هاي جايگزين که ممکن است در ترکيب با يکديگر( Synergistically ) با شيوه هاي رايج کار کنند، آنست که محافظت در برابر تابش يوننده بايد با استفاده از گياهان دارويي و مکمل ها افزايش يابد. چون پرتو يوننده موجب اکسايش، ايجاد راديکال آزاد، اختلالات کروموزومي، بازداري دستگاه ايمني و القاي سرطان خواهد شد، بنابراين اگر بتوانيم مکملها و گياهان دارويي را طوري معرفي کنيم که بيشترين کارآيي و اثر را داشته باشد دستگاه ايمني به طور مؤثربتواند در برابر صدمات پاسخگو باشد و به صورت سپري محافظ عمل نمايد درمان از طريق شيمي درماني و پرتو درماني، خطر گسترش سرطان جديدي بنام ثانوي ( Secondary Cancer ) را افزايش مي دهد که علت اين امر مي تواند استفاده از دز بيش اندازه شيمي درماني باشد. هر چه افراد بيمار مدت طولاني تري در معرض دز بالاي شيمي درماني قرار گيرند بيشتر در معرض خطر گسترش سرطان ثاتوي قرار خواهند گرفت. بيماراني که تحت تأثير کامل اشعه درمان شده اند از خطر کمتري در توليد سرطان ثانوي نسبت به آنهايي که با دز بالا شيمي درماني شده اند ، برخوردار هستند امروزه استفاده از دز بالاي شيمي درماني به علت اهميت آن در بهبود معالجات سرطان بطور فزاينده اي در درمان برخي از سرطانها مورد استفاده قرار مي گيرد . بيماران بايد از خطر سرطان ثاتوي در اثر دز بالاي شيمي درماني آگاهي داشته باشند و از منافع و خطرات آن در دز بالا با پزشکان خود مشورت کنند. بايد توجه داشت که تابش پوننده و نور فرا بنفش مانند ديگر عوامل فيزيکي و شيميائي از قبيل داروها ميتواند به عنوان عامل موتاسيون عمل کند. طب سنتي چيني ( TCM ) طب گياه شناختي، هوميوپاتي و ديگر شيوه هاي درمان ازطريق مکمل هاي غذائي همگي مي توانند در بهبود و محافظت صدمات و آسيب هاي ناشي از پرتو کمک کنند. اين صدمات بستگي به آسيب پذيري و حساسيت اندامهاي دروني فرد دارد.

ما مي توانيم برخي گياهان خاص و يا مکمل هاي غذايي را که ممکن است به طور مؤثري و با سرعت بيشتر در بهبود عنصر آسيب ديده اثر داشته باشد معرفي نمائيم. براي سهولت و بر اساس تأثير کنشهاي متقابل پرتو بر روي سلولهاي بيولوژيکي مي توانيم مکمل ها و گياهان دارويي را در اين راستا با توجه به خواص آنها به شش گروه عمده طبقه بندي کنيم:

•  دارا بودن خاصيت آنتي اکسيدان

•  خاصيت ضد تومور و ضد سرطان

•  تقويت دستگاه ايمني

•  نقش مواد غذائي

•  عمل Adoptogenic

•  سم زدايي

سطح مواد غذايي خون، آنتي اکسيدان ها و ديگر مواد معدني و ويتامين ها در تمام بيماراني که در معرض پرتو درماني قرار گرفته اند کاهش مي يابد. بنابراين مواد مغذي، آنتي اکسيدان ها و گياهان دارويي مي تواند موجب بهبودي و سلامتي آنها از عوارض جنبي ناشي از شيمي درماني و پرتو درماني جلوگيري کند.

ويتامين ها و مواد معدني 27،9،8

ويتامين A ، به ويژه بتاکارتن، به رشد و نگهداري سلولهاي اپيتليوم( epithelial ) و غشاي مخاطي روده ها طي پرتو درماني کمک مي کند.

ويتامين E ( تو کرفول و توکرتري نول ها) به عنوان يک آنتي اکسيدان قوي عمل مي کند. شکل طبيعي ويتامين E مشتق از روغن هاي گياهي تحت خانواده d-alpha و d-beta و d-gamma و d-delta مي باشند. تحقيقات اخير نشان مي دهد که گاماتوکوفورل در سم زدايي کردن دي اکسيد نيتروژن ( N02 ) که يک واکنش بسيار قوي راديکال آزاد است و ميتواند خطر سرطان را درانسان بالا ببرد نقش خود را به بهترين نحوي عمل نمايد. ويتامين E همچنين در بهبود Mucositis ( تورم هاي غشاي موکوسي) نقش دارد و ميتواند ريزش مو را کاهش دهد. ويتامين E گلبولهاي قرمز و سفيد بدن را محافظت و به مدت زمان بهبودي کم خوني پس از تابش( Post- irradiation anemia ) کمک مي کند. شکل هاي مصنوعي ويتامين E مانند فرم هاي dl نوکرفرول نسبت به شکل هاي طبيعي از تأثير کمتري برخوردار هستند.

بايد توجه داشت که استفاده از مکمل ويتامين E از نوع گاما نسبت به نوع آلفا بسيار مهم است. عنصر کمياب سلنيوم به عنوان يک آنتي اکسيدان عمل مي کند و در برابر جيوه اثر محافظت کننده دارد. از آنجايي که جيوه مي تواند در تنظيم کلسيم، روي، سلنيوم، روبيدم و ويتامين A و C در در بدن ايجاد اختلال کند، از اين رو مصرف سلنيوم براي محافظت در برابر تابش مي تواند بسيار مفيد باشد. چون طي پرتو درماني استخوانها ضعيف مي شوند. بنابراين استفاده از مکمل کلسيم بسيار ضروري است. در برخي موارد که با کاهش جذب کلسيم مواجه هستيم، براي جلوگيري از کمبود کلسيم، سليکا به عنوان يک جايگزين مناسب مي تواند توصيه شود همچنين در بسياري از فرايندهاي متابوليک بدن تأثير گذار است و کمبود آن ميتواند در اثر پرتو درماني ايجاد شود.

اسيدهاي آمينه 52، 53، 54، 55، 56، 57

پرتو ممکن است به بيماراني که در معرض پرتو درماني در نواحي شکمي و لگني قرار گرفته اند به غشاي مخاطي و سلولهاي کريپت ( Crypt ) آسيب رساند و باعث کوتاه شدن ارتفاع پرزهاي کرکدار( Villovs ) و زخم شديد و بافت مردگي اپيتلبوم لوله گوارشي گردد. بيمار ممکن است مبتلا به درد شکمي، اسهال خوني، سوء جذب و يا جا به جا شدگي باکتريايي انسداد( Obstructions ) سوراخ شدن و تشکيل فيستول گردد. اسيدهاي آمينه محتوي سولفور مانند متيونين ( Methionine ) سيستين( Cystine ) گلوتانيون( Glutathione ) و Taurine مي توانند نقش عمده اي را به عنوان آنتي اکسيدان ها و عامل هاي محافظت کننده در بدن ايفا کنند. ميتونين جز اسيدهاي آمينه ضروري است و پيش نشانه اي است از ديگر اسيدهاي آمينه حاوي سولفور مانند سيستين و گلوتانيون، ميتونين همچنين مسئول اساسي گروه هاي متيل و سولفور در بدن مي باشد. ميتونين براي تشکيل بافتهاي بدن، متابوليسيم کربوهيدراتها، سم زدايي کردن و محافظت سلولها در برابر اثرات پرتو يوننده در پوست و غشاي مخاطي ضروري است. شواهد علمي رايج نشان مي دهد که

L-cysteine به همراه ويتامين C, B1 سلولها را از سموم دود سيگار فساد چربي ها و پرتوهاي پوننده محافظت مي کند و قادر است سطوح سمي فلزات سنگيني مانند سرب را ازطريق فرآيند کي ليت ( Chelating ) از بدن حذف کند.

Alkoxyglycerols 58،59،60،61

Alkoxyglycerols لپيدي است که در شير مادر، مغز استخوان و بافت طحال يافت مي شود و ممکن است نقشي اساسي در توليد سلولهاي سفيد خون در مغز استخوان ايفا کند. تصور مي شود که اين ماده به عنوان يک ماده محرک ايمني عمل کند. Alkoxyglycorols مي توانند موجب تحريک وفعاليت آنتي بادي ها شود و سيستم دفاعي لنفاوي بدن را از طريق افزايش تعدادي از گلبول هاي سفيد خون و پلاکتها( thrombocytes ) در خون تقويت و فعال کند. مطالعات ديگر نشان داده است که alkoxyglycerlos ممکن است مانع کاهش گلبولهاي سفيد در خون ( Leucopenia ) و کاهش پلاکتهاي خون محيطي( thrombocytopenia ) در نتيجه پرتو درماني گردد.

Alroxyglycerlos از افت شمارش گلبول سفيد خون که يا ازطريق تابش و يا شيمي درماني صورت گرفته در صورتي که قبل و بعد ويا همزمان به بيمار داده شود، جلوگيري کند. alkoxyglycerlos فعال را مي توان در روغن کبد کوسه با غلظت بالايي تهيه کرد.

ديگر مواد سودمند 47، 48، 49، 50، 51

بسياري از داروها، مواد شيميايي که از گياهان بدست مي آيد، آفت کشها، موادنگهدارنده، تابش يوننده و نور فرابنفش همگي به عنوان عامل هاي موتاسيون ( mutagens ) عمل مي کنند و داراي ترکيبات بالقوه سرطان زا

( Cancer- Causing Compounds ) هستند که ممکن است عامل موتاسيون و اختلال کروموزمي شوند.

بيوفلاونويدها ( Bioflavinoids )، فيبرها، اسيدهاي Humic ، اسيدهاي Fulvic و غيره به عنوان عامل هاي جلوگيري کننده از موتاسيون عمل مي کنند. اين مواد با واکنش بر عوامل ايجاد سرطان آنها را غير فعال و بي اثر ميکند و از اتصال به عوامل موتاسيون زا جلوگيري مي کند و سرانجام سمومات و فلزات سنگين را از بدن خارج کرده و موجب پاکسازي بدن مي گردند. اسيدهاي Humic و Fulvic تحت فرآيند کي ليت و وجود آنتي اکسيدان ها و ديگر خواص با ارزش مي توانند جايگزين فوق العاده اي در جلوگيري از عامل هاي موتاسيون زا باشد. اسيد Fulvic به سرعت فلزات سنگين و سم ها واکنش نشان ميدهد و مجموعه هايي از اسيد Humic جهش زا را تشکيل مي دهد. انباشته شدن فلزات سنگين در بدن معمولاً يا از طريق بافت شاخي شده( Keratinized ) مانند مو وناخن دفع مي شود يا به تدريج در کبد، کليه ها، مغز و استخوان بندي جمع مي شوند. در معرض قرار گرفتن به فلزات سنگين با افزايش فعاليت راديکال آزاد و اکسايش همراه با عقب ماندگي رشدي، بيماري خود ايمني، سرطانهاي گوناگون، صدمات کليوي و حتي مرگ در برخي از نمونه ها همراه دارد.

اسيدهاي Fulvic يا از طريق فعاليت آنتي اکسيدان ها قابليت در دسترسي بودن( Bioavailability ) عناصر کمياب را افزايش مي دهد و يا از طريق قابليت حذف( Eliminating ) مي توانند سموم بدن را کاهش دهند. ترکيب صحيحي از اسيدهاي Humic و Fulvic همانند آهنربا اتمهاي بزرگ فلزات سنگين را به دام مي اندازد که اين عمل اغلب ميتواند از طريق ادرار دفع شود. بنابر اين ، اين امکان وجود دارد که اين فرآيند از تشکيل ترکيبات سمي ژني ( Genotoxic ) که مي تواند به DNA سلول آسيب برساند جلوگيري مي کند.

مطالعات بر روي ارگانيزمهاي حيواني نشان مي دهد که هنگامي که اسيدهاي Humic در املاح سديم را به موشها، مي دهند نرخ بقاء در برابر دز کشنده تابش گاماکيالت60 ( CO60 ) تا 50% افزايش مي يابد.

گياهان داروئي

عصاره هسته انگور( Vitis vinifara ) Grape seed extract 2، 15، 17، 19، 21، 31، 37

عصاره هسته انگور اساساً از مخلوطي از پروآنتوسيانيدين ها( Proanthocyanidins )، ديمرها( Dimers ) تريمرها( Trimers )، تترامرها( Tetramers ) و ديگر مولکولهاي بزرگتر که به الگومرهاي (Pcos) pro-cyanidolic نسبت داده مي شود بدست آمده است. که جز تشکيل دهنده و اساسي Pcos از عصاره هسته انگور تهيه شده ضمن اينکه يک آنتي اکسيدان بسيار قوي مي باشد، محافظت بيشتر آنتي اکسيدان ها را فراهم مي کند. Pcos نسبت به ويتامين E 50 برابر و نسبت به ويتامين C 20 برابر قوي تر است. و مي تواند اثرات حفاظتي فوق العادهاي را نشان دهد. هسته انگور همچنين سطوح کلسترول خون را پائين تر و اندازه رسوبات کلسترول در سرخرگها را کاهش مي دهد. Pcos همچنين ممکن است مانع تجمع پلاکتها و مهار تبديل آنزيم Angiotensin شود. اين ماده سلولها را در برابر حمله راديکال هاي آزاد محافظت و به ساختار کلاژن در تمام اندامهاي بدن کمک مي کند. تحقيقات وسيع نشان داده است که وجود پروآنتوسيانيدين ها در عصاره هسته انگور مي تواند در بسياري از موارد تندرستي به علت وجود اثرات آنتي اکسيدان مفيد باشد.

عصاره هسته انگور داراي توانايي پيوند با کلاژن مي باشد و اين امر مي تواند به سلامتي سلول، قابليت ارتجاعي و انعطاف پذيري و جواني پوست کمک کند. عصاره هسته انگور به صورت گسترده اي در موارد زير مي تواند مورد استفاده قرار گيرد:

•  پاک سازي اکسيد کننده ها و راديکال هاي آزاد

•  کاهش شکنندگي و نفوذ پذيري مويرگها

•  جلوگيري از بروز آرترواسکلروزيس و ديگر عوارض وابسته به آن

•  کاهش آلرژيها و التهابات

•  جلوگيري از استحاله (AMD) macular و اختلالات غير التهابي مربوط به ديابت

Pcos به طور فوق العاده اي بي خطر و به خوبي تحمل مي شود و هيچ گونه عوارض جنبي را در برندارد.

سويا 74,73,72,71,70,69,68,67,66,65,64,62 ((. L ) Glycinemax )

سويا را به عنوان گياهان بنشني ( legumes ) طبقه بندي مي کنند، و تنها غذاي گياهي است که از لحاظ بالا بودن پروتئين کامل ، داراي هشت اسيد آمينه ضروري ، فيبر ساپونين ( (saponin lignans ، استرولهاي گياهي ( phytasterols ) بوده و چربي و کالري پايين مي باشد سويا داراي ترکيبات متناسبي از مواد معدني شامل کلسيم، منيزيم، پتاسيم،آهن.وفسفرميباشد. سويا حاوي مينرال نسبتا" مناسبي از ويتامينهاي K ,E ,A B, کمپلکس، لسيتين ومقادير زيادي از لينولئيک اسيد ( linoleic acid ) و ايزوفلاونهاي ( isoflavones ) مؤثر مي باشد . عناصري که در سويا وجود دارد نشان دهنده آ نست که در درمان ناراحتي هاي مربوط به قلب و سلامت آن و در پيشگيري و محافظت از سرطان در برابر تابش اشعه نقش مؤثري را ايفا مي نمايد . Daitzein و genistein فلاونهايي هستند که در فرآورده ها ي سويا يافت مي شوند و داراي خواص ( estrogenic ) ضد التهابي ، آنتي اکسيدان و اثرات خنثي کننده scavenging) ) راديکالهاي آزاد مي باشند . Genistein به عنوان عاملي مؤثرومحافظت کننده در برابراثرات تابش يوننده ، ديابت ،يايَسگي ، پوکي استخوان ( ostoporosis ) استئَوآرتريت ، بيماري کليه وسنگ کيسه صفرا به کاربرده مي شود. مطالعات ملکولي نشان داده است که genistein داراي فعاليت ضد توموري در سرطان پرستات مي باشد و مي تواند موجب مرگ سلولها opoptosis) ) درياخته هاي سرطان پرستات شود. همچنين genistein مي تواند در عمل فاکتور رشد تيروزين کيناز ( tyrosine kinase )، ايجاد اختلال کند و مانع گسترش عروق خوني در جنين ( angiogenesis ) يا موجب مرگ سلولها از طريق چسبندگي غيرعادي اعضاي مختلف به يکديگر( adhesion ) گردد. ايزوفلاونها ممکن است مانع فعال کردن عامل پلاکت خون و تشکيل ترومبين شوند . در حاليکه اين ماده موجب افزايش HDL مي شود، مي تواند LDL و تيري گليسريدها و مجموع کلسترول را کاهش دهد.

بازدارنده Bowman-Birk ( BBI ) يک بازدارنده پروتئاز است که از سويا مشتق شده است . برخي مطالعات نشان مي دهد که BBI مي تواند اثرات سمي مربوط يه شيمي درماني و تابش را در حيوانات کاهش دهد ، همچنين ممکن است مانع تأثير سلولهاي سرطاني و تغيير آنها شود . به منظور کم کردن خطر سرطانهاي ثانوي و کاهش پاسخ تهاجمي اين نوع بيماريها، توصيه مي شود که BBI را به برنامه زمان بندي شده شيمي درماني ، در رابطه با سرطان افزوده شود . مطالعات نشان مي دهد که genistein موجود در سويا يک بازداردنده تيروزين کيناز است و مي تواند مانع توليد لکوترين ها ( leukotrien ) شود . فعاليت ضد توموري genistein ميتواند ناشي از مهار لکوترين باشد ، که نتيجه آن کاهش التهاب و تحريک رشد تومور است .

Milkthistle ( silybun marianum) 36 , 29 , 40 , 30 , 18 , 2 , 1

Milkthistle بطور گسترده اي در هپاتيت و اختلالات صفراوي و مسموميت سلولهاي کليوي ( nephrotoxicity ) به کار بر ده مي شود و کبد را از چندين سموم سلولهاي کبدي ( hepatoxins ) مانند الکل واستامينوفن ( acetaminophen ) محافظت مي کند . اين ماده براي درمان بيماريهاي مربوط به سوء هضم ( dyspeptic complaints ) ، آسيب کبدي در اثر ايجاد سم( toxin – induced ) و سيروز کبدي و به عنوان يک درمان تکميلي براي بيماريهاي التهابي مزمن کبدي مفيد تشخيص داده شده است . همچنين ممکن است براي جلوگيري از سرطان يا بعنوان درمان مکملي سرطان بکار برده شود. silybin يا توجه به خاصيتهاي آنتي اکسيدان و hepatoprotective ، مهمترين تشکيل دهنده فعال بيولوژيکي بشمارمي رود. مهمترين اجزاء فعال ترکيبات فلاونويدز ( flavonids ) به نام Flavanolignan ها هستند مانند silymarin ، که اساسا" از silybin ، با isosilybin ، dihydrosilybin ، silydiarin ، silychristin و حداقل از برخي انواع silandrin ، Silymonin ، Silyhermin ، neosilyhermin ترکيب شده است . در milkthistle ، flavonids ، sililbin ، همگي به silymarin تبديل مي شوند. Silymarin داراي عمل محافظتي قوي در کبد ميباشد و بطور گسترده اي در اروپا بعنوان فرآورده دارويي براي اختلالات کبدي به کار برده مي شود . آزمايشهاي باليني نشان داده است که silymarin ميتواند کبد را با خنثي کردن شماري از مواد سمي شامل amanita سم قارچ ، الکل ، استامينوفن و کربن تتراکلرايد ( tetrachloride ) محافظت کند . در واقع silymarin سلول غشاهاي کبد را تغيير مي دهد و از ورود سموم به درون سلولها جلوگيري مي کند . همچنين از آزاد شدن يا ساختن برخي آنزيمهايي که براي بافتهاي کبدي، سمي هستند ممانعت مي کند . Silymarin به ويژه براي محافظت و تقويت ترميم کبد پس از در معرض قرار گرفتن فلزات سنگين ، تابش يا مواد شيميايي سمي بکار برده مي شود . معمولا" اثر حفاظتي milkthistle را به خواص آنتي اکسيدان و پاکسازي راديکالهاي آزادي نسبت مي دهند و براي بيماريهاي پوستي مانند سرخي پوست ( erythema ) جوشهاي پوستي ( rashes ) ، سوراسيس ( psoriasis ) و اگزما مورد استفاده قرار مي گيرد. Milkthistle بخش مهمي از رژيم درماني در هپاتيت ( شديد و تدريجي ) يا سيروز مي باشد . همچنين Milkthistle مي تواند در افزايش ترشح و جريان صفرا از کبد و کيسه صفرا بکار برده شود. بطور کلي ترکيبات موجود در Milkthistle داراي دو عمل عمده است :

__ اولآ به غشاي سلولهاي کبدي ( hepatocyte ) مي چسبند و آنها را از آسيب مواد شيميايي خارجي و موادي که منشاء داخلي دارند ( endogenous ) و سمهاي زيست محيطي و صدمات راديکال آزادي محافظت مي کند.

__ ثانيآ به درون سلولهاي کبد نفوذ کرده و توانايي و قدرت خود را د ر ايجاد آنزيمهاي حياتي کبد افزايش ميدهند،

مدت بهبودي کبد آسيب ديده را سرعت مي بخشد و حتي موجب ترميم بافت كبدي و فعاليت آن مي گردند . همچنين دانه هايي كه غني از betaine هستند به عنوان يكي از محافظت كننده هاي اساسي كبد علاوه بر اسيدهاي چرب ضروري مي توانند كمكهاي بسيار مؤثر را در كاهش التهابات تدريجي در بدن داشته باشند. شواهدي وجود دارد كه در افرادي كه داراي سلولهاي سرطاني سينه و تخمدان هستند ، silymarin ميتوانند لكوسيتهاي ( leukocyts ) را در برابر هيدروژن پر اكسيد ( hydrogen peroxide ) كه موجب آسيب وصدمه به DNA است محافظت كنند.

هر چيزي كه از طريق سياهرگ ( portal vein ) به داخل كبد مي شود بايد سم زايي و خنثي شود . هر چيزي را كه تنفس مي كنيم ، مي خوريم و جذب پوست مي شود بايد در كبد پاكسازي و تصفيه شود. فلزات سنگيني ، در معرض قرارگرفتن تابش اشعه ، فرآورده هاي زائد متابوليکي از طريق واکنشهاي شيميايي ، مسکن ها و بيشتر داروهاي بدون نسخه ، چربيهاي اشباع شده و ترشيده ، سيگار، مصرف الکل ، رژيم بالاي پروتئين ، آفت کشها ، علف کش ها ، استرس و غيره همگي نمونه ها يي هستند که موجب مي شود کبد کار بيشتري را انجام دهد. تمام فرآورده هاي گياه دارويي ، داراي قدرت بالقوه حمل در آلودگي ها با ديگر فرآورده هاي گياهي ، آفت کش ها ، علف کش ها ، فلزات سنگيني و دارويي هستند . اين امريه ويژه با واردات از سوي کشورهاي رو به توسعه ارتباط نزديک دارد . چندين مورد واکنشهاي آلرژي زا نسبت به Milkthistle گزارش شده است ، اما مشخص نشده است که آيا اين واکنشها مربوط به Milkthistle بودويا برخي ديگر از مواد تشکيل دهنده در کپسول ها.

وجود خطرات دراز مدت در افراد بزرگسال همراه با Milkthistle هنوز آشکار نشده است . تاکنون هيچگونه عوارض جنبي يا خاصيت سمي در پزشکي اطفال ، بارداري و دوران شيردهي گزارش داده نشده است .

 

قارچ ها ( Mushrooms ):

Shiitake ، 34 , 20 ( Lentinan edodes )

Reishi ، 34 , 20 ( (Ganoderma Lvcidum

در حال حاضر آزمايشهايي بر روي عصاره غني پلي ساکاريد از قارچ shiitake در ژاپن و آمريکا به منظور آزمايش اثرات آنها در درمان انواع مختلف سرطان انجام گرفته است .

اين ماده نه تنها در درمان سرطان مؤثر است ، بلکه مي تواند از گسترش آسيبهاي ايجاد شده کروموزومي توسط داروهاي ضد سرطاني جلوگيري کند . علاوه بر اينکه shiitake حاوي هشت اسيد آمينه ضروري است که در نسبتهاي مشابه در لوبياي سويا ، گوشت ، شير يا تخم مرغ وجود دارد . علاوه براين ، Shiitake حاوي ترکيبات مناسبي از ويتامين ها و مواد معدني که شامل ويتامين هاي A , B,B12,C,D و نياسين ( niacin ) مي باشد . عصاره آبدار قارچ کامل داراي توانايي در کاهش فاکتور فعال کننده پلاکت( PAF ) مي باشد . افرادي که خونشان رقيق شده است اگر بخواهند که از اين قارچ يا از نوع مشتق شده آنها به مدت طولاني استفاده کنند بايد احتياط هاي لازم را در نظر داشته باشند . به علت عمل نرماليزه کردن ( normalizing ) در reishi ، اين گياه را بعنوان يک گياه دارويي برتر طبقه بندي کرده اند که موجب طراوت و سلامتي مي شود و ميتواند به حفظ و نگهداري طول عمر کمک کند . حتي هنگامي که بطور مستمر از آن استفاده شود ، هيچگونه عوارض جنبي عمده اي را ايجاد نميکند.

تحقيقات نشان داده است که Reishi مانع رشد سلولهاي تومور مي شود و صدمات ناشي از پرتو را کاهش مي دهد . بنابراين مي توان ادعا کرد که Reishi بدون هيچ گونه خاصيت سمي داراي خاصيت ضدتومور و تقويت کننده ايمني بدن بشمار مي رود . Reishi توانايي مبارزه با تومورها و ويروسها را دارا مي باشد ، دستگاه ايمني را تقويت مي کند و در درمان سرطان ، اختلالات کبدي ، فشارخون ( hyrentension ) ، آرتريت ها و ديگر بيماريهاي ديجنره ( degenevative ) بکار برده مي شود . Reishi همچنين بعنوان يک آنتي اکسيدان . DNA را از آسيب و صدمات ناشي از تابش محافظت مي کند، موجب برطرف کردن خستگي، مانع توقف مغز استخوان و کاهش ريزش مو مي گردد . به طور کلي reishi و shiitake تا اندازه اي بي خطر هستند، اما در چندين مورد عوارض جنبي خفيفي مانند اسهال ، جوشهاي پوستي و واکنشهاي آلرژيک نسبت به Reishi در برخي افراد گزارش شده است .

ASTRAGALUS 46, 42 , 41 , 35 , 4 ( Astragalus membranaceous )

ريشه ، Astragalus داراي ارزش طبي مي باشد . اجزاء مواد شيميايي فعال در astragalus مانند Sapanins ، فلاونويدها، پلي ساريدها ( polysaccharides ) و گلي کوزيدها ( glycosides ) عناصر شيميايي متفاوت از astragalus هستند که تاکنون شناسايي شده اند.

Astragalus همچنين مي توانند سلولهاي محافظ ايمني بدن ( Natural killer ) و فعاليتهاي ضد توموري ديگر را فعال کند. معمولا" Astragalus با ديگر گياهاني مانند جين سنگ ( ginseng ) که داراي خاصيت انطباق پذيري در مقابل استرس دارند ( adaptogenic ) و بدن را در برابر محرکهاي تنش زا ( stressors ) داخلي و خارجي محافظت مي کند مورد استفاده قرار مي دهند . همچنين اثرات همکوشي ( synergistic )مصرف تؤام Astragalus با ديگر گياهان د ر مورد شيمي درماني گزارش شده است . اين گياه را بعنوان درمان جنبي ( adjunctive ) در سرطان ، HIV و بيماريهاي مربوط به آلرژي ( Atopic ) مورد استفاده قرار مي دهند. اين گياه با ايجاد ميزان قابل توجه اي از interferon موجب تقويت دستگاه ايمني شده و افزايش T- Cell هاي بهم چسبيده را در برخي بيماران سرطاني کاهش و سلولها را در وضعيت عادي قرار مي دهد. همچنين اين گياه مي تواند موجب تحريک سلول ايمني ( Natural killercells ) و ديگر فعاليتهاي ضد تومور مي شود. Astragalus ، زنجبيل ( ginger ) و گياهان ديگر در توليد Interferan بدن مي توانند تأثير بگذارند . interferen پروتئين هايي هستند که به هنگام آلوده شدن سلولها به ويروس ايجاد شده وبطور گسترده اي در پاسخ هاي ضد ويروس در بدن منتشر مي شوند. بررسي هاي انجام شده بر حيوانات نشان داده است که عصاره Astragalus در پيشگيري سرايت ويروس آنفلونزا به موشها مؤثر است . اين فرآيند احتمالا" در نتيجه فعاليت بيگانه خواري ( phagocytic ) گلبولهاي سفيد دستگاه ايمني است .

استفاده از توئيک Astragalus در دراز مدت براي هر کسي مي تواند مفيد باشد. به ويژه در بيماران سرطاني و افراد سالخورده که نياز به محافظت بيشتر در طي فصل زمستان دارند . اين گياه دستگاه ايمني را فعال مي کند . بدن را در برابر سرطان محافظت مي کند و سطح انرژي بدن را افزايش مي دهد . بر حسب سميت ، تاکنون هيچ گونه واکنش آلرژي زا يا مسموميت تدريجي گزارش نشده است . در نتيجه خاصيت ضد ديابتي ، مهار کننده گي ( PAF ) و اثرات کم فشارخوني ( hypotensive ) ونگرانيهاي بالقوه اثرات ( synergistic ) استفاده بيش از سه هفته بدون بررسي هاي دقيق و ميزان دز ممکن در اين نوع داروها توصيه نمي شود .

اين نکته را نبايد فراموش کرد که چنانچه بيشتر برگهاي سبزسبزيجات به صورت خام مصرف شوند و يا با ملايمت پخته شوند مقادير مناسبي از کلسيم و سيليکا را مي توانند در اختيار ما بگذارد. بسياري از ويتامينها، مواد معدني ، آنزيمهاو فلاونويدها. مانند پرتقال و مواد غذايي تيره سبز ، مانند kamut ، چغندر ، جلبک سبز ، چاي سبز ، ريحان basil) ) ، هويج ، کلم پيچ ( kale ) يونجه ( alfalfa ) ، رازيانه ( fennel ) ، گينکوبيلوبا( gingko biloba ) و غيره يافت ميشوند ( 43 ,39, 15, 11 ). که مي توانند انسان را ازسرطانهاي ايجاد شده از تابش محافظت کند.

پلي فنولهاي ( polyphenols ) موجود در چاي سبز ( اثرات محافظت کننده در برابر تشعشع ) را قبل و پس از در معرض قرار گرفتن به پرتو را به اثبات رسانيده است .

Ginkgo biloba

گينکوبيلوبا يکي ديگر از گياهان مؤثري است که براي مبارزه با اثرات تشعشع در بهبودي کارگران چرنوبيل به آنها داده شد. وجود فلاونويدها در ميوه ها و سبزيها که بر پايه مکملها تهيه شده اند ا ز عوامل ضد ويروسي مؤثري هستند که سطح انرزي بدن را افزايش مي دهند . مصرف اين مواد به همراه ويتامين C مي تواند از ساختار مويرگهاي خوني محافظت کند.

Ginkgobiloba مهار کننده ( PAF ) است که در افزايش و تقويت جريان خون بکار برده ميشود و سلولهاي مغزي را از آسيب و صدمه اکسيدانها محافظت مي کند . همچنين در درمان آسم، حساسيتها ، اگزما ، آلزايمر، وزوزگوش ( tinnitus ) و در نارسايي شرياني پيراموني بسيار مؤثر است.

Quercetin ، يکي از فلاونويدهاي موجود در گينکوبيلوبا است . با بررسي اثرات اکسايشي نور فرا بنفش A ( UVA ) ( 320 – 400nm ) و اثرات آنتي اکسيدان که در خون موش انجام گرفت مشاهده گرديد . در موارد نادر گينکوبيلوبا مي تواند موجب سردرد ، ناراحتي معده ( stomaeh upset ) يا منجر به واکنش آلرژي پوستي شود . آنتي اکسيدانهاي موجود در quercetin بطور قابل توجه اي موجب افزايش آنزيمهايي که از طريق تشعشعات UVA کاهش بافته بودند گرديد .

رازيانه ( Fennel ) : ماده گياهي مفيدي است که با افزايش تابش در طي روند درمان يا پس از پرتو درماني يا شيمي درماني مي تواند موجب بهبودي و آرامش گردد. اين گياه به تعادل متابوليسم اعضايي مانند : پانکراس و مجراي صفرا( bile duct ) که با حالت تهوع و دل بهم خوردگي در گير است کمک مي کند.

Kelp ( Bladde rack ): مهمترين گياه منحصر به فردي است که هم به فرآيند متابوليکي بدن کمک مي کند وهم بدن را از صدمات طي پرتو درماني محافظت مي کند. kelp ، گياه خاصي است که موجب سم زدايي عوارض جنبي ناشي از پرتو مي شود. اين گياه به تعادل متابوليسم اندامهاي مربوط به تيروئيد کمک مي کند . تأثير اين گياه پس از درمان در بيماران سرطان تيروئيد که با يد 131 صورت گرفت به خوبي خود را نشان داد.

Cats clow ( Uncaria tomentosa ) 33 , 32, 28 , 16,6 , 3

cats clow را بعنوان يک گياه ( adaptogen ) و آنتي اکسيدان نسبت مي دهند و ممکن است افرادي که در جستجوي حفظ ونگاه داشتن بيشترين مقاومت در برابراسترس و فشارهاي زندگي جديد هستند آن را روزانه مورد استفاده قرار دهند . گياه پنجه گربه يک ماده محرک ايمني است . گزارشهاي ارائه شده حاکي از اين است که اين گياه علاوه براينکه مانع رشد لنفوما ( lymphama ) و لوسمي ( leukemia ) مي شود، مي تواند از صدمات و آسيب گلبولهاي سفيد ايمني که ناشي از مصرف بسياري داروهاي شيمي درماني است جلوگيري کند . اين گياه همچنين در کاستن اثرات جنبي در نتيجه تشعشع و شيمي درماني (مانند ريزش مو ، کاهش وزن ، تهوع ، عفونتهاي ثانوي ، و مشگلات پوستي ) هنگامي که با شيوه هاي معالجات سرطان مورد استفاده قرا مي گيرد، بسيار مؤثر است . گياه پنچه گربه مي تواند در ترميم سلول DNA و جلوگيري از موتاسيون سلولها جلوگيري کند . بطور سنتي گياه پنجه گربه را در درمان بسياري از مشکلات مربوط به تندرستي و در بيماريهاي متفاوت مطابق موارد زير مورد استفاده قرار ميدهند: اختلالات ايمني ، گاستريت ،اولسر، سرطان ، ديابت ، اختلال کبدي مانند سيروز ، سندرم پيش از قاعدگي ( PMS ) و ساير اختلالات مربوط به قاعدگي ، آرتريت ، اختلالات رماتيسم ، نورالژي ( neuralgia ) ، آسم ، انواع التهابات شديد ، پارازيتها، بيماري انتقال دهنده جنسي ( STD ) ، گونورا ( gonorrhea ) و بيماري ويروسي تبخال ( herpes ) ، مطابق تحقيقات در دست اقدام ، گياه پنجه گربه از گنجينه سودمند مواد شيميايي گياهي شامل آلکالوئيدها، فنولها ، تريترپنرها ( Triterpines ) ، گليکوزيدها و استرول هاي گياهي برخوردار هستند .

اعتقاد بر اين است که مواد گوناگوني که در اين گياه موجود است داراي قدرت ضد ميکروبي ، ضدزخم ، ضدالتهاب ، ضد آلرژي ، آنتي اکسيدان ، ضد تومور و خاصيت adaptogen است. ساير تحقيقات تأئيد شده بر اين است که گياه پنجه گربه علاوه براينکه داراي خاصيت آنتي اکسيدان است ، بطور قابل توجه اي داراي قدرت بازدارنده مؤثر در توليد TNF آلفا( فاکتور بافت مردگي رشد تومور ) است .

پنجه گربه ، گياهي است که دستگاه ايمني بدن را تقويت مي کند ، فشار خون را کاهش مي دهد و ميتواند خطر سکته مغزي و قلبي را کاهش دهد. اين گياه همچنين در مشکلات مربوط به دستگاه گوارش مانند التهاب روده بزرگ و معده مورد استفاده قرار مي گيرد زيرا موجب حفظ و تعادل ميکروبهاي مفيد در روده مي شود . خاصيت ضد التهابي گياه پنجه گربه ناشي از وجود استرولهاي گياهي ( beta- sito sterol, stigmastrol, and campesterol ) و ساختار ملکولي آنتي اکسيدان مانند کاتشين ( catechins ) و پروسيانيدن ها( procyaindins ) ميباشد.

از آنجايي که گياه پنجه گربه داراي اثرات ضد باروري ، مهارکننده ( PAF ) و اثرات کاهش فشار خون است نگراني هاي بالقوه اي در استفاده با ساير گياهان موجود است . بنابر اين مصرف آن را براي مدت دراز بدون کنترل دقيق و احتمالا" تغييرات در مقدار دز اين نوع داروها توصيه نميشود. همچنين قبل از يا بدنبال پيوندهر عضويا مغزاستخوان و يا پيوند پوست در اثر محرکهاي ايمني از مصرف آن بايد خود داري کرد.

عصاره جينسينگ ( Ginseng extracts )

در حال حاضر سه نوع عمده جينسينگ وجود دارد: panax ginseng ( جينسينگ کره اي) panax quinquefolium ( جينسينگ آمريکايي ) و Eleutherococcus senticosus (جينسينگ سيبريايي).

Panax quinquefolium موجب تقويت کارکرد ايمني شده و غده هاي آدرنال و تناسلي را کنترل و بدن را در برابر تشعشعات محافظت مي کند.

panax ginseng اثرات نامساعد شيمي درماني را کاهش مي دهد و وظيفه غده آدرنال را بهبود و ايجاد انرژي مي کند.

تريلينولئين ( Trilinolein ) تريا گليسرول ماده اي است که از افشره panax ginseng بدست شامده و در طب چين از ان استفاده مي شد.براي گزارش هاي ارائه شده تريلينولئين داراي اثرات سودمنندي مانند: کاهش آرتمي ( arthythma ) افزايش تغيير شکل پذيري ( deformability ) اريتروسيتها را در اختيار مي گذارد. جينسينگ آمريکايي همچنين تغييرشکل لنفوسيت ها را بهبود مي بخشد و رشد عملکرد سلولهاي خوني در فقر استخوان را بدنبال شيمي درماني بازسازي مي کند . جينسينگ سيبريايي مي تواند آسيب و صدمه پرتو x را خنثي کند و مانع متاستاز گردد. برخي تحقيقات نشان داده است که تمام گونه هاي جينسينگ ميتواند طول عمر موشهايي که در معرض Rad 7000 انرژي تشعشعي قرار گرفته اند دو برابر کند و درصورتي که با آنتي بيوتيک ها ترکيب شوند ، طول عمر موشهاي پرتو داده شده را به سه برابر افزايش مي دهد. قرن ها است که در طب سنتي چين، جينسينگ را به عنوان يک محرک مؤثر و بي خطر مورد استفاده قرارداده اند بطوري که موجب کاهش استرس و بهبود عملکرد سطح انرژي بدن ميشود و حافظه و دستگاه ايمني را تقويت و فعال مي کند. چيني ها بر اين عقيده اند که برخورداري از سلامتي کامل فقط از طريق استفاده دائم از اين گياه امکانپذيراست بررسي هايي که در مورد اعضاء خانواده جنسينگ انجام گرفته حاکي از اين است که اين گياه نسبتا" بيخطر بوده و هيچ گونه تداخل دارويي، واکنشهاي آلرژي زا و يا حتي مسموميت نسبت به panax ginseng , Siberian ginseng يا American ginseng تاکنون گزارش داده نشده است . اما بطور کلي بايد احتياط لازم را در نظر داشت . ماهيت تحريک کننده گي برخي از فرآورده هاي جينسينگ موجب افزايش فشار خون در آنهامي شود ، بنابر اين به اين افراد توصيه شده است که درمان با جينسينگ نبايد بيش از سه ماه به طول بيانجامد.

نتيجه گيري :

افرادي که در معرض پرتوها به منظور تشخيص هدفهاي درماني قرار مي گيرند مانند کارديولوژيست ها به هنگام انجام عمليات از قبيل آنتريوپلاستي ، کارورزاني که در معرض تشعشات هسته اي در بيمارستانها کار مي کنند . مسافران خطوط هوايي تجاري ، به ويژه خلبانان و فضانوردان و تمام افرادي که با پرتوهاي X يا گاما مواجه هستندد، دچار خطر اختلال کروموزومي ، موتاسيون ژنتيکي ، راديکالهاي آزاد قرار خواهند گرفت و يا با خطرهاي ديگري روبرو خواهند شد. عقيده بر اين است که مکملهايي که در زير آمده است ميتواند انسان را در برابر صدمات و آسيبهاي نابشي از تابش محافظت کند و به افرادي که داراي شرايط عادي و طبيعي هستند توصيه مي شود که از مواد زيراستفاده کنند مگر اينکه بعنوان يک مورد خاص تحت کنترل مسئولين حرفه اي بهداشت و يا پزشکان قرار گيرند.

__ بيشتر مواد غذايي ارگانيک در گياهاني که به رنگ نارنجي يا سبز تيره است . مانند جلبکهاي درياي ( Kelp ) ، چغندر ، جلبک سبز ، هويج ، کلم پيچ ، يونجه ، چاي سبز و غيره

__ گياهاني که بطور ارگانيک رشد کرده باشند از قبيل عصاره هسته انگور ، چاي سبز، گينکو بيلوبا ، قارج ، جينسينگ ( panax andsiberian )

__ پروتئين ارگانيکي ايزوله شده سويا ( Non GMO )

__ ترکيبي طبيعي از مولتي ويتامين و مواد معدني و آنزيمهاي طبيعي که در سطح بهينه تهيه شده باشد. مانند: ويتامين هاي B,A,D کمپلکس ، C و E در صورتي که به شکل ( d-gammaand d-alphatocopherols ) باشند و نه به صورت dl ( مصنوعي ) و مواد معدني بصورت کي ليت و مينرالهاي کمياب .

__ مکملهاي ديگر مانند اسيدهاي humic و fulvic ( Humifulvate ) و امگا _ 3 ( EPA / DHA ) و اسيدهاي چرب ضروري امگا _ 6 ( GLA ).

مترجم : آقاي علي پيکري

منابع:

•  Adverse Reactions Advisory Committee. An Adverse reaction to the herbal medication Milk thistle (Silybum marianum). MJA 1999; 170:218-9.

•  Anderson D, Yu TW, Phillips BJ, Schmezer P. The effect of various antioxidants and other modifying agents on oxygen- radical-generated DNA damage in human lymphocytes in the COMET assay. Mutat Res 1994; 307:261-71.

•  Aquino, R., et al. "Plant metabolites. New compounds and anti-inflammatory activity of Uncaria tomentosa ." Journal of Natural Products 1991 ; 54: 453-59.

•  Astragalus , www.herbalhut.com/astragalus.asp

•  Bohn B, Nebe CT , and Birr C: Follow cytometric studies with eleutherocosus extrac as an immunomodulatory agent. Arzneimittel-Forsch 37, 1193-1196, 1987.

•  Cat's Claw & Essiac: Mother Nature's Wondrous Healers http://www.blenderculture.co m /article~catclaw.htm

•  Chan P, Thomas GN, Tomlinson B.”Protective effects of trilinolein extracted from Panax notoginseng against cardiovascular disease.”
Acta Pharmacol Sin 2002 Dec;23(12):1157-1162

•  Singh VN, Gaby SK , Premalignant lesions: role of antioxidant vitamins and betacarotene in risk reduction and prevention of malignant transformation, Am J Clin Nutr 53:386-3905, 1991

•  Wadleigh RG, Vitamin E and chemotherapy induced oral mucositis. Amer J Med 92:481, 1992

•  Committee on the Biological Effects of Ionizing Radiations, National Research Council. Health Effects of Exposure to Low Levels of Ionizing Radiations. Washington : National Academy Press; 1990.

•  Healing Foods
http://w w w.mrbean.net.au/~wlast/contents.html

•  Hensley ML, Schuchter LM, Lindley C, et al. “American Society of Clinical Oncology clinical practice guidelines for the use of chemotherapy and radiotherapy protectants.” J Clin Oncol. 1999;17:3333-3355

•  Herman Cember “Introduction to Health Physics”, (3rd edition), McGraw-Hill , New York , 1996

•  James E. Turner, ”Atoms, Radiation and Radiation Protection (2nd Edition)”, John Wiley & Sons, inc., New York , 1995

•  Kahraman A, Inal ME. “Protective effects of quercetin on ultraviolet A light-induced oxidative stress in the blood of rat.” Department of Radiobiology, Kasturba Medical College , Manipal 576 119, India . J Appl Toxicol 2002 Sep-Oct;22(5):303-9

•  Keplinger, H., et al. "Oxindole alkaloids having properties stimulating the immunologic system and preparation containing same." United States patent 5,302,611; April 12, 1994 .

•  Labriola D, Livingston R. “ Possible interactions between dietary antioxidants and chemotherapy.” Oncol. 1999;13:1003-1008.

•  Lorenz D, Lucker PW, Mennicke WH, Wetzelsberger N. Pharmacokinetic studies with silymarin in human serum and bile. Methods Find Exp Clin Pharmacol 1984; 6:655-61.

•  Masquilier J: Procyanidolic oligomers. J Parfums Cosmet Arom 95, 89-97,1990

•  Medicinal Mushrooms , http://www.ultimatehealing.com/HerbRefM.htm

•  Meunier Mt,at al.: inhibition of angiotensin I converting enzye by flavanolic compounds: in vitro and in vivo studies. Planta Medica 54, 12-15,1987

•  Micheal T. Murray, N.D. “Healing Power of Herbs(2nd Edition)” , Prima Health,Inc. 1995

•  Planting AS, Catimel G, de Mulder PH, et al.” Randomized study of a short course of weekly cisplatin with or without amifostine in advanced head and neck cancer.” EORTC Head and Neck Cooperative Group. Ann Oncol. 1999;10:693-700.

•  Radiation Damage www.healthanage.com/html/res/com/ConsConditions/RadiationDamagecc.html

•  Recommendations of the International Commission on Radiological Protection, ICRP Publication 60 . Annals of the ICRP 21 , p22 (ICRP 1990).

•  Rozenfel'd et al., The possibilities of protection against local radiation injuries in ORL-oncologic patients]" "Vestn-Otorinolaringol" 1990 Mar-Apr (2):56-8.

•  Benner SE. Vitamin E and oral leukopeakia, JNCI 85:44-46, 1993

•  Sandoval, M., et al. "Cat's claw inhibits TNFalpha production and scavenges free radicals: role in cytoprotection." Free Radic. Biol. Med . 2000; 29(1): 71-8.

•  Scambia G, De Vincenzo R, Ranelletti FO, Panici PB, Ferrandina G, D'Agostino G, et al, Antiproliferative effect of silybin on gynaecological malignancies: synergism with cisplatin and doxorubicin. Eur J Cancer 1996; 32A:877-82.

•  Schwarz RE, Donohue CA , Sadava D, Kane SE.”Pancreatic cancer in vitro toxicity mediated by Chinese herbs SPES and PC-SPES: implications for monotherapy and combination treatment”.
Cancer Lett 2003 Jan 10;189(1):59-68

•  Schwitters B, Masquilier J,OPC in Practice: biflavanols and Their Application. Alfa Omega, Rome ,1993

•  Sheng Y, et al., "Treatment of chemotherapy-induced leukopenia in a rat model with aqueous extract from Uncaria tomentosa .", Phytomedicine 2000;7(2): 137-43.

•  Sheng Y, et al., "DNA repair enhancement of aqueous extracts of Uncaria tomentosa in a human volunteer study." Phytomedicine 2001; 8(4): 275-82.

•  Shiitake, Hua gu, Lentinan edodes htt p :/ / www.die t -and-health.ne t /Naturopathy/Shiitake.html

•  Sinclair S. Chinese herbs: a clinical review of Astragalus, Ligusticum, and Schizandrae. Altern Med Rev. 1998 Oct;3(5):338-44.

•  Soose M. Properties of silibinin and of antioxidants against adriamycin cytotoxicity in a unicellular eukaryote, Tetrahymena thermophila. European Journal of Prostistology 1994; 30:394-403.

•  Soyeux A , et al,: Endotelon. Diabetic retinopathy and hemorrheology(preliminary study). Bull Soc Ophtalmol Fr.87, 1441-1444,1987.

•  The role of Natural Medicine in conventional cancer treatment http://www.soil-health.org.nz/pastissues/septoct01/katecan.pdf

•  Treating the Undesirable Effects of Radiation and Chemotherapy with Chinese Medicine, htt p ://acupunctu r e.co m /Herbology/Chemo.htm

•  Tyler V. The Honest Herbal. Binghamton , NY : Pharmaceutical Products, 1993.

•  Vrinda B, Uma Devi P.”Radiation protection of human lymphocyte chromosomes in vitro by orientin and vicenin.”
Mutat Res 2001 Nov 15;498(1-2):39-46

•  Wang Y, Qian XJ, Hadley HR, Lau BH. Phytochemicals potentiate interleukin-2 generated lymphokine-activated killer cell cytotoxicity against murine renal cell carcinoma. Mol Biother. 1992 Sep;4(3):143-6. -K

•  Weil, Andrew “Natural Health, Natural Medicine” Boston : Houghton Mifflin, 1995

•  William H. Hallenbeck, Lewis Publishers, Ann Arbor “Radiation Protection” , 1994

•  Working with Radiation, Biological Effects of Radiation, htt p : // w ww.bh.rmit.edu.au/mrs/ D igitalRadiography/DRPapers/BiolEff.html

•  Shankel, D.M., et al., Extracellular Interception of Mutagens. Basic Life Science, 1993. 61: p. 65-74.

•  Sato, T., et al., Adsorption of mutagens by humic acid. The Science of the Total Environment, 1987. 62: p. 305-310

•  Mineralab, I., A Clinician's Guide to Toxic Metals, 1979: Hayward .

•  Naményi, Effect of humic acid on the regeneration of the haemopoietic system during and after cobalt gamma radiation: Hungary

•  Guzman G et al, Abdominal radiation causes bacterial translocation, J Surg Res 46:104-107, 1989

•  Klimberg VS, Souba WW, Dolson DJ, Salloum RM, Hautamaki RD, Plumley DA, et al. Prophylactic glutamine protects the intestinal mucosa from radiation injury. Cancer 1990; 66(1):62-68.

•  Klimberg VS, Salloum RM, Kasper M, Plumley DA, Dolson DJ, Hautamaki RD, et al. Oral glutamine accelerates healing of the small intestine and improves outcome after whole abdominal radiation. Arch Surg 1990; 125(8):1040-1045.

•  Jensen L.S., and Maurice D.V. Influence of sulphur amino acids in copper toxicity in chicks. J Nutr 1979; 109: 91.

•  Lafleur M., Woldhuis J., and Loman H. Effects of sulfhydryl compounds on the radiation damage in biologically active DNA. Int J Radiant Biol 1980; 37(5): 493.

•  Chaitow L, Amino acid in Therapy , Healing Arts Press, Rochester , VT , 1988.

•  Klimberg VS, Salloum RM, Kasper M, Plumley DA, Dolson DJ, Hautamaki RD, et al. Oral glutamine accelerates healing of the small intestine and improves outcome after whole abdominal radiation. Arch Surg 1990; 125(8):1040-1045.

•  Boeryd, B. et al, 'Stimulation of Immune Reactivity by Methoxy-substituted Glycerol Ether Incorporated into the feed' , European Journal of Immunology, 1978: 8, 678, 680.

•  Brohult, A., Alkoxyglycerols and their use in Radiation Treatment, Acta Radio, 1963: Suppl. 223.

•  Brohult, A., Brohult, J., and Brohult, S., Biochemical Effects of Alkoxyglycerols and their Use in Cancer Therapy. Acta. Chem. Scand., 1970: 24, 730.

•  Brohult A, Brohult J, & Brohult S: Regression of tumour growth after administration of Alkoxyglycerols. ‘Acta. Obstet. Gynecol. Scand',
1978, 57:1, 79

•  Lin RC, Li TK. Effects of isoflavones on alcohol pharmaco-kinetics and alcohol-drinking behavior in rats. Am J Clin Nutr1998;68:1512S-15S.

•  Ito A, et al. Effects of soy products in reducing risk of spontaneous and neutron-induced liver tumors in mice. Int J Oncol 1993;2:773-6. 34.

•  Walker , M. Soybean isoflavones lower risk of degenerative diseases. Townsend Letter for Doctors and Patients . Aug/Sept. 1994: 374-378.

•  Barnes S, Peterson TG, Coward L. Rationale for the use of genistein-containing soy matrices in chemoprevention trials for breast and prostate cancer. J Cell Biochem , 1995; 22: 181-187.

•  Papazisis K, Zambouli D, Kimoundri O, et.al.. Protien tyrosine kinase inhibitor, genistein, enhances apoptosis and cell cycle arrest in K562 cells treated with y-irradiation. Cancer Letters . 2000, v.160: 107-113.

•  Kyle E, Neckers L, Takimoto C, Curt G, Bergan R. Genistein-induced apoptosis of prostate cancer cells is preceded by a specific decrease in focal adhesion kinase activity. Molecular Pharmacology . 1997 February; 51(2):193-200.

•  Fotsis T, Pepper M, Aldercreutz H, et al. Genistein, a dietary ingested isoflavonoid, inhibits cell proliferation and in vitro angiogenesis. J Nutr 1995; 125: S790-S797.

•  Peterson G, Barnes S. Genistein and biochanin-A inhibit the growth of human prostate cancer cell lines but not epidermal growth factor receptor tyrosine autophosphorylation. Prostate 1993; 22:335-345.

•  Barken I, Geller J. The effects of Soy Extract Q-can in patients with relapsed prostate cancer (PSA Relapse) following radiation or radical prostatectomy (unpublished paper, 1999).

•  Onozawa M, Fukuda K, Ohtani M, Akaza H, Sugimura T, Wakabayashi K. Effects of soybean isoflavones on cell growth and apoptosis of the human prostatic cancer cell line LNCaP. Japan Journal of Clinical Oncology. 1998 Jun; 28(6):360-3.

•  Michael R. Landauer, Thomas M. Seed, V. Srinivasan, Alla Shapiro, Chris H. Takimoto, Peter S. Wang and C. Dahlem Smith . Genistein Protects Mice from Ionizing Radiation Injury *Armed Forces Radiobiology Research Institute, Bethesda , MD and {dagger}National Cancer Institute, Bethesda , MD.

•  Kennedy , AR , Adjuvant Nutrtion in cancer treatment. Cancer treatment Research Foundation, Arlington aheights, IL 1994.

•  Messina m, messina V. The Simple Soybean and Your Health. Garden City Park , New York : Avery Publishing Group, 1994:19.

•  Hagmann W. Cell proliferation status, cytokine action and protein tyrosine phosphorylation modulate leukotriene biosynthesis in a basophil leukaemia and a mastocytoma cell line. Biochem J 1994;299:467-472.

www.Enerex.ca