Arthritis

بهترين شيوه هاي درمان جهت استئوآرتريت

دکتر حميد رضا بافنده

متخصص علوم راديولوژي و فيزيک پزشکي- آمريکا

مشاور رسمي درمان طبيعي و گياهي دارويي- کانادا 

شايع ترين شکلهاي بيماريهاي مفصلي معمولا عبارتند از: آرتريت روماتوئيد ( rheumatoid arthritis ) ، استئوآرتريت ( osteoartrithis ) و نقرس ( gout ) . استئوآرتريت از متداول ترين نوع اختلالات مفصلي است که در اثر تخريب مفصل هاي گوناگون مانند باسن يا زانوها ايجاد مي شود . با بالا رفتن سن احتمال ابتلا به اين بيماري افزايش مي يابد . آسيب هايي که در گذشته رخ داده است ، اضافه وزن و فعاليت هاي شديد بدني نيز موجب اين بيماري مي شوند .

اگر چه هنوز علت اصلي بروز استئوآرتريت از نظر علمي توضيح داده نشده است ، با اين وجود به نظر مي رسد که توضيحات ذيل با کليه ي حقايق شناخته شده مطابقت دارد :

غضروف ماده اي است لغزنده و تحت فشار، که در انتهاي استخوان ها قرار دارد . اين ماده تشکيل دهنده مفصل هاست و همواره در معرض فرسايش قرار دارد . مايع سينوويال ( synovial fluid ) با محافظت ا زغضروف و نرم سازي آن موجب فعاليت هاي سالم و بدون درد مي گردد . مفصل در حالت تعادلي ديناميکي بوده ، در اثر فعاليت هاي روزانه دائما در معرض فرسايش مي باشد . بدن با بازسازي غضروف هاي جديد ، غضروف هاي ساييده شده را با کمک برخي آنزيم ها از سيستم خارج مي گرداند و مادامي که اين دو فرايند در وضعيت تعادل باقي بمانند ، مفاصل نيز سالم مي مانند .

در وضعيت طبيعي ، بدن ماده اوليه ساختار غضروفي ( glucosamine ) را توليد و جذب مي کند و سپس از آن براي ساختن غضروف هاي جديد و جايگزيني آن استفاده مي کند . با افزايش سن ، بدن نمي تواند جهت حفظ تعادل مورد نياز ، گلوکزامين کافي را توليد کند . اين عدم تعادل موجب ايجاد استئوآرتريت يا آرتريت مي شود .

با اين حال ، پيري تنها عامل ايجاد آرتريت نيست . آسيب هاي ورزشي و ديگر آسيب هاي فيزيکي نيز ممکن است موجب اين بيماري شوند . 1

تحقيقات نشان داده است که گلوکزامين و ديگر مکمل هاي غذايي مانند کلسيم ، منيزيوم ، روي و سيليکن ارگانيک و غيره ، جهت رفع کمبودهاي غذايي و حفظ تعادل بين ايجاد غضروف و تخريب آن مورد نياز هستند .

مايع سينوويال

غشاهاي سينوويال ، غشاهايي هستند در اطراف مفصل ها ، که کپسولي را در انتهاي استخوان ها تشکيل مي دهند . اين غشاء ، مايعي به نام مايع سينوويال ترشح مي کند . اين مايع وظايف بسياري را انجام مي دهد که مهم ترين آنها عبارتند از :

1- نرم سازي ( lubrication )

2- ضربه گيري ( shock absorber )

3- حمل کردن مواد غذايي ( nutrient carrier )

نرم سازي

مفصل سالم مفصلي است که نرم سازي شود ( به اصطلاح روغن کاري شود ) . مايع سينوويال موجب نرم سازي مفصل هاي سالم و محافظت از آنها مي گردد . اين مايع غليظ باعث مي شود که مفصل ها به نرمي با يکديگر اصطکاک داشته باشند .هنگامي که بدن به مقدارکافي نتواند موادي مانند گلوکزامين و کندراتين ( chondroitin ) را توليد کند ، مايع سينوويال رقيق مي شود . در اين حالت اين مايع نمي تواند وظيفه ي خود را به عنوان يک نرم کننده انجام دهد .

ضربه گيري

مايع سينوويال داراي خواص قابل توجه ضربه گيري مي باشد . هنگام راه رفتن ، دويدن ، پرش يا فعاليتهاي شديد بدني ، اين مايع جهت محافظت مفصل ها غليظ تر و چسبناک تر مي شود . پس از رفع فشار يا کشيدگي ، اين مايع جهت عمل نرم سازي مجدد ، بلافاصله غلظت و چسبندگي طبيعي خود را به دست مي آورد . اين فرايند به طور مکرر و با سرعت هر چه تمام تر رخ مي دهد . وقتي که بدن نتواند به مقدار کافي حمل کننده هاي مواد غذايي را توليد کند ، مکانيزم آن از کار مي افتد . کاهش چسبندگي مايع سينوويال موجب رقيق تر شدن و از بين رفتن خاصيت ضربه گيري و نرم سازي آن مي گردد و اين امر منجر به بروز درد ، خشکي و کاهش تحرک مفصل ها مي شود .

حمل کردن مواد غذايي

مايع سينوويال مايعي است فاقد عروق خوني که مواد خام را از طريق مکانيزم انتشار و جا به جايي ( diffusion and convection ) از خون به غضروف انتقال مي دهد . مکانيزم انتشار ، فرايند نسبتا کندي است ، اما مکانيزم جا به جايي به هنگام فعاليت بدني ، کارايي بيشتري دارد . از طريق فعاليت هاي بدني مايع سينوويال ( مواد غذايي حاوي مايع سينوويال ) دائما در حال شست وشوي غضروف مي باشد و مواد غذايي محلول در مايع سينوويال از قبيل گلوکزامين ، کلسيم ، فسفر ، روي و غيره به طور مکرر موجب بازسازي غضروف مي شود . با افزايش مواد غذايي و نيز فعاليت هاي جسماني و بازسازي مؤثر غضروف ها ، بدن مي تواند غضروف ساييده شده را با سرعت زيادي ترميم کند .

شيوه هاي درمان

الف ) شيوه هاي معمول :

1- از آن جايي که مفصل ها از عصب هاي زيادي تشکيل شده اند ، درد يکي از شايع ترين نشانه هاي

ساييدگي مفصل به شمار مي رود . جهت درمان آن مي توان از گرماي موضعي ، ماساژ ، استفاده ازعصا و داروهاي مختلف استفاده کرد .

2- کساني که دچار آرتريت هستند به خوبي از تأثير داروهايي نظير آسپرين ، ايبوپروفن و داروهاي ضد التهابي غيراستروئيدي ( NSAIDs ) در کاهش درد حتي به طور موقت ، آگاهي دارند . پس از مدتي با بازگشت درد ، اين افراد ناگزير به استفاده از دوز بالاتري از اين نوع داروها هستند . مشکل زماني آغاز مي شود که نياز به اين مسکن ها جنبه ي اعتياد به خود بگيرد ( مانند بيماري هاي مزمن نظير آرتريت ) . بنابراين استفاده از داروهاي غيراستروئيدي در کوتاه مدت ممکن است مفيد باشد ، اما مصرف دوز بالا در دراز مدت جهت اختلالاتي مانند استئوآرتريت ، مي تواند بسيار خطرناک باشد . براي مثال مي توان به عوارض زير اشاره کرد :

•  صدمه به کليه و کبد

•  فشار خون

•  آسيب به معده و روده

•  حملات آسمي

•  ايجاد صداهاي زنگ مانند درگوش

استامينوفن ـــ اين دارو مسکن ديگري است که جزء NSAIDs نمي باشد . با اين حال داراي مشکلات خاص خود است . به عنوان مثال ، ترکيب الکل و استامينوفن مي تواند کشنده باشد . بنابراين مصرف Tylenol ( استامينوفن ) خالي از اشکال نيست . جهت آگاهي از مواد تشکيل دهنده ي داروها بايد همواره به برچسب آنها توجه داشت . از آن جايي که آرتريت روماتوئيد يک بيماري درازمدت با علائم و نشانه هاي وسيعي مي باشد ، استفاده از داروهاي قوي به طور اجتناب ناپذيري مي تواند عوارض جنبي بر جاي گذارد .

Celebrex ـــ جديدترين دارو جهت درمان درد است و رده اي است از ترکيباتي موسوم به بازدارنده هاي COX-2 ( نوع دوم cyclo-oxygenase ) . همچنين آنزيم ديگري موسوم به COX-1 نيز وجود دارد . اين آنزيم ها جهت ايجاد ترکيبات رده ي ديگري موسوم به پروستا گلاندين ها ( Prostaglandins ) به بدن کمک مي کنند .

پروستا گلاندين ها که داراي فعاليت کوتاه مدت هستند ، مواد شيميايي هورمون مانندي مي باشند که در بسياري از سلول هاي بدن ما يافت مي شوند و موجب تنظيم فعاليت سلول ها و حفظ سلامتي ما مي شوند. مهم ترين انواع پروستا گلاندين ها عبارتند از : PG3 , PG2 , PG1 . نوع PG1 و PG3 داراي اثرات سودمندي هستند ، اما نوع PG2 با درد و التهاب همراه است که با کمک آنزيم COX-2 توليد مي شود . بازدارنده هاي COX-2 همچنين مانع توليد عامل پروستا گلانديني نوع 2 موسوم به پروستا سيکلين ( prostacyclin ) مي شوند که احتمالا اين ماده موجب بروز اختلالاتي مانند حملات قلبي و سکته مغزي مي گردد . ديگر پروستا گلاندين هاي ايجاد شده با کمک آنزيم COX-1 ، موجب حفاظت لايه هاي مخاطي سيستم گوارشي در برابر اسيد معده و روده مي شود . اين مواد با کمک سلول goblet به طور مکرر لايه ي مخاطي مجراي GI را بازسازي مي کنند . چنانچه از توليد اين نوع پروستا گلاندين ها جلوگيري شود ، يکي از عواقب احتمالي آن خون ريزي معده و روده مي باشد . 26 متأسفانه بيشتر داروهاي غير استروئيدي حتي آنهايي که از نوع " نسل دوم " مي باشند ، به طور کامل قادربه جلوگيري ازدو نوع آنزيم نمي باشند .

3- استروئيد ها

با آن که استروئيدهايي مانند کورتيزون ( cortisone ) ، پردنيزون ( prednisone ) و غيره جزء داروهاي غيراستروئيدي نيستند ، اما تا اندازه اي شبيه به بازدارنده ي COX-2 عمل مي کنند . درمان با کورتيزول ( cortisol ) به مدت شش ماه مي تواند منجر به بيماري استئوپروز ( osteoprosis ) شود . Corticosteroids نيز سبب استئوپروز و شکستگي استخوانها در بسياري از بيماران مي شود . از اثرات نامطلوب استروئيدها همچنين مي توان به موارد زير اشاره کرد : جلوگيري مستقيم از عملکرد osteoblast ، ممانعت ازجذب کلسيم درمعده و روده و جلوگيري ازهورمونهاي جنسي ( gonadal hormones ). 23 درصورت استفاده دراز مدت از استروئيد ها ، عاقلانه است که با پزشک در مورد تأثير آن بر بروز استئوپروز مشورت شود .

ذکر اين نکته حائز اهميت است که اين شيوه ها عامل درمان استئوپروز نيستند . NSAIDs و داروهاي ضد التهابي با جلوگيري و مهار پروستا گلاندين نوع دوم بر مسير cyclooxygenase تأثير مي گذارند و استفاده ي مداوم از NSAIDs مي تواند از طريق ايجاد lipoxygenase و در نتيجه تشکيل leukotrien ( عامل اساسي در بروز آسم و آلرژي ها ) ، موجب افزايش التهاب گردد .

ب ) شيوه هاي جايگزين

درمانهاي متفاوتي نظير داروهاي گياهي وجود دارند که تأثيرات آن به خوبي به اثبات رسيده است . اين داروها اغلب به همراه مکمل هاي غذايي مانند سولفات گلوکزامين ( glucosamine sulphate ) ، MSM ( Methylsulfonylmethane ) ، Serrapeptase ،اسيدهاي چرب ضروري ، ويتامين ها و مواد معدني مؤثر مي توانند مورد استفاده قرار گيرند .

گلوکزامين يک آمينوي چند قندي ( ترکيبي از آمينو اسيد ، گلو تامين و گلوکز ) است . گلوکزامين ماده اي است که به طور طبيعي د ربدن يافت مي شود . اين ماده د رغضروف مفصل ها جمع مي شود و در آنجا زنجيره اي طولاني موسوم به glycosaminoglycans را تشکيل مي دهد و سرانجام به ساختار پيچيده اي موسوم به protoglycans تبديل مي شود . وظيفه protoglycans جذب آب به درون فضاي مفصل جهت نرم سازي غضروف به هنگام حرکت است . کارشناسان معتقدند که اين ماده نقش مهمي در تشکيل و بازسازي غضروف ، جلوگيري از استئو آرتريت ، محافظت از مفصل ها و تاندون ها و کاهش التهاب در تاندون ها ، غضروف و بافت هاي نرم را بر عهده دارد . مصرف اين ماده موجب بهبودي کامل بعضي از افراد مي شود ، اما در برخي ديگر ممکن است منجر به کاهش درد ، تحرک بيشتر و پيشگيري از ناراحتي هاي بعدي گردد . 9 , 21

از آن جايي که سولفات گلوکزامين موجب توليد غضروف مي شود وعملکرد مفصل را بهبود مي بخشد و نيزالتهاب ناشي از صدمات ورزشي را کاهش مي دهد ، به عنوان دارويي مؤثربراي ورزشکاران توصيه مي گردد. سولفات گلوکزامين نقشي کليدي در بهبود غضروف و ساختار مفصل ها ايفا مي کند . 6 , 19 , 24

تأثير و قابليت پذيرش سولفات گلوکزامين خوراکي دربهبود و درمان آرتريت ، در يک بررسي عمومي در کشور پرتقال مورد ارزيابي قرار گرفت . در اين بررسي به 1208 بيمار روزانه 5/1 گرم از اين ماده در 3 دوز جداگانه به مدت 30-14 روز داده شد . نتايج ارزشيابي نشان داد که در طول درمان ، علائم و نشانه هاي درد به هنگام استراحت ، ايستادن ، فعاليت هاي جسماني و حرکات انفعالي و غير انفعالي به طور منظم رو به بهبود رفته است و اين شرايط تا 6 الي 12 هفته پس از درمان نيز ادامه داشته است . اثرات درماني در 59 % از بيماران مناسب و در بيش از 36 % رضايت بخش بوده است . همچنين مشخص شد که مصرف گلوکزامين خوراکي توسط 86 % بيماران کاملا قابل پذيرش بوده و اين نسبت بسيار چشمگيرتر از درمانهاي قبلي بوده است. بروز اثرات جنبي احتمالي ، بيشترمربوط به اختلالات معده - روده اي پيشين و درمان هاي مربوط به آن و نيز مصرف داروهاي ديوريتيک (ادرار آور) همزمان بوده است . 25

گلوکزامين موجب توليد کندراتين مي شود و مواد غذايي لازم را براي غضروف و بافتهاي نرم فراهم مي سازد . گلوکزامين مکمل غذايي اي است که از پوسته ي انواع خرچنگ ها به دست مي آيد و هيچ يک از مواد تشکيل دهنده ي آن عفونت زا يا حساسيت زا نيستند .

سولفات کندراتين ( chondroitin sulphate ) موجب بهبودي کارکرد غضروف مي شود و از متداولترين مکمل هاي غذايي جهت درمان آرتريت مي باشد . اين محصولات از مولکول هاي بزرگي تشکيل شده اند و جذب آنها بسيار مشکل است . جذب خوراکي کندراتين در سطح بسيار پاييني قرار دارد ( 5 % ) . بر اساس برآوردها ميزان جذب کوچکترين مولکولها بين صفر تا 8 % است ، در حالي که بر اساس مطالعات pharmacokinetic بر روي حيوانات و انسانها ، درصد جذب سولفات گلوکزامين به صورت خوراکي ، در حدود 98 % است . 22

کندراتين توليد شده از غضروف کوسه بسيار گران قيمت است . به همين دليل اکثر توليد کنندگان از ناي گاو و خوک جهت توليد کندراتين استفاده مي کنند که اين کار خطر آلودگي اين ماده را جهت مصرف انسان افزايش مي دهد . مصرف بيش از اندازه سولفات کندراتين نيز ممکن است خطر پيشرفت سرطان پروستات و تومورها را افزايش دهد . 2

بنابراين اگرمايل به مصرف گلوکزامين براي تقويت مفاصل خود هستيد ، قويا توصيه مي گردد که از گلوکزامين 100% خالص استفاده کنيد و از مصرف آن با سولفات کندراتين خودداري کنيد . مصرف گلوکرامين 100 % خالص عوارض جنبي شناخته شده اي ندارد و معمولا با داروهاي تجويز شده ي ديگر نيز مي تواند مصرف شود .

نسبت گلوکزامين به سولفات بسيار مهم است . بهترين حالت ممکن ، شامل 75 % گلوکزامين به 25 % سولفات است .

MSM ( Methyl sulfonyl methane ) ترکيبي گو گردي و ارگانيک است که به طور طبيعي در بافتهاي تمام گياهان و جانوران زنده يافت مي شود . گوگرد در تشکيل کولاژن ( collagen ) و گلوکزامين نقش مهمي دارد . اين ماده موجب مي شود تا مواد غذايي و مايعات در سلولها جريان يابند و با افزايش نفوذ پذيري ، سلولها را از مواد سمي پاک کند و اين موضوع باعث کاهش درد و التهاب و حفظ تندرستي استخوانها ، مفاصل و تاندون ها مي گردد . MSM مي تواند گوگرد خود را به متيونين آمينو اسيدهاي ضروري ( amino acids methionine ) ، سيستئين ( cysteine ) و ديگر سرم هاي پروتئيني بدهد و سرانجام به درون کولاژن پوست ، مفاصل و رگهاي خوني راه يابد . اين ماده همچنين با کراتين ( keratin ) پوست و ناخنها نيز ترکيب مي شود و در سلامتي و رشد آنها مؤثر مي باشد . 4

کلوکزامين موجب تحريک و توليد بافتهاي نرم مي شود و به انتقال MSM(a sulphur) به درون بافتها کمک مي کند . با افزايش سن ، بدن ممکن است قادر به توليد گلوکزامين کافي نباشد ، به همين دليل بافتها رو به تخريب مي روند ( آرتريت ) .

از مصرف منابع حيواني و مواد مصنوعي ناخالص بايد پرهيز کرد . گاهي MSM محتوي مواد فلزي سنگين مضر است که فقط با آناليزهاي آزمايشگاهي اختصاصي مشخص مي شود . ترکيب سولفات گلوکزامين و ويتامين C ، جهت کمک به آرتريت و تسکين دردهاي عمومي بسيارموثرتر مي باشد .

Serratia Peptidase آنزيمي مؤثر جهت تجزيه مواد پروتئيني است که با نام Serrpeptase شناخته شده است و به صورت آنزيمي ضد التهاب ، ضد تورم ( anti-edemic ) و fibrinolytic عمل مي کند . اين آنزيم همچنين مي تواند موجب کاهش درد و التهاب و پيشگيري از تورم و تجمع آب شود . 28 , 29 , 32 , 33 تحقيقات متعدد نشان داده است که اين آنزيم مي تواند جهت درمان دردهاي مزمن مانند استئوآرتريت و دردهاي کمر و گردن نيز مفيد واقع شود و همچنين مي تواند بدون ايجاد عوارض جانبي منفي ، به عنوان جايگزيني براي NSAIDs مورد استفاده قرار گيرد . اين آنزيم قادر به از بين بردن بافتهاي غيرزنده مانند پلاکهاي عروقي و انواع مختلف التهابات است . چنانچه Serrpeptase به وسيله ي اسيد هاي معده نابود نگردد ، مي تواند در روده جذب شود و وارد جريان خون گردد . بنابراين ضروري است که اين آنزيم را به صورت کپسول با پوشش مخصوص ( enteric-coated ) و به هنگام خالي بودن معده مصرف کرد. 30 , 31

مکمل هاي غذايي جهت جلوگيري و درمان آرتريت

شرايط نامناسب تغذيه اي مي تواند موجب بروز آرتريت روماتوئيد شود . واکنش مداوم تشکيل راديکال آزاد زنجيره اي و نابودي سلولي نيز منجر به تخريب وسيع غشاء سلولها ، DNA و پروتئين هاي بافتها در لايه هاي دروني مفاصل مي گردد و اين امر موجب جمع شدن مايع در مفاصل و التهاب آن و در نتيجه ، بروز د رد در بيماران مبتلا به آرتريت روماتوئيد مي شود .

مصرف آنتي اکسيدان هايي نظير سلنيم ( selenium ) ، ويتامين E و C مي تواند درمان کمکي مؤثري باشد . 18 , 16

اسيد اسکوربيک (ويتامين C ) آنتي اکسيدان بسيار مؤثري است که به بدن در جذب آهن کمک مي کند و عامل مهمي در بازسازي کولاژن در استخوانها ، عضلات و دندان هاست . سيتروس بيو فلاونويد Citrus bioflavonoids ) ) گروهي از ترکيبات هستند که موجب نرم کردن مفاصل مي گردند و به صورت يک آنتي اکسيدان قوي عمل مي نمايند .

مصرف مقدار مناسب کلسيم و ويتامين D از تخريب استخوانها جلوگيري مي کند . نسبت کلسيم به فسفر در خون يک انسان معمولي حدود 10 به 4 است . نسبت بالاي فسفر به کلسيم زمينه ي بروز التهاب را دربدن فراهم مي سازد. همچنين کمبود ويتامين D مي تواند خطر ابتلا به استئو پروز و آرتريت را افزايش دهد . 13

کلسيم مهم ترين ماده ي معدني تشکيل دهنده ي استخوان ها و دندان هاست و موجب انقباض طبيعي عضلات و عملکرد مناسب عصب ها مي شود . اين ماده همچنين براي لخته شدن طبيعي خون بسيار ضروري است .

مصرف طولاني مدت مواد غذايي که داراي فسفر زياد و کلسيم کم مي باشند ، موجب کاهش شديد کلسيم و ديگر مواد معدني در بدن مي شود و زمينه ي ابتلا به التهاب را فراهم مي سازد .

تعادل مناسب بين کلسيم و فسفات در بدن ، مي تواند به تسکين آرتريت کمک کند . بالا رفتن بيش از اندازه ي فسفر در افرادي روي مي دهد که مقادير زيادي نوشابه ي گازدار ، fast food ( شامل همبرگر ، پيتزا و... ) و گوشت مصرف مي کنند . تعادل مناسب بين فسفر ، کلسيم و منيزيوم نيزامري ضروري است ، زيرا اين مواد غذايي براي تندرستي استخوانها بسيار مهم هستند . مصرف بيش از اندازه ي فسفر منجر به استئو پروز و ناراحتيهاي استخوان مي گردد . 10

افرادي که دچار نارسايي متابوليسم کربوهيدرات (carbohydrate metabolism) هستند ، به طور کامل قادر به اکسيده کردن گلوکز به دي اکسيد کربن و آب نيستند . درنتيجه گلوکز اضافي غذاهاي شيرين به طور کامل به اسيدهاي آلي تغيير شکل نمي دهند و اين امر موجب درد در بدن مي شود . اگر ذخيره ي قليايي بدن براي خنثي کردن اين اسيدها کافي نباشد ، کلسيم موجود در بدن به طور فزاينده اي به اين کار اختصاص مي يابد و اين امر موجب شکننده شدن استخوانها و آهکي شدن (calcify) بافتها و مفاصل مي شود .

مس ماده ي معدني ضروري براي بدن است که تقويت غذايي لازم را براي سنتز کولاژن که جزء اصلي بافتهاي پيوندي است فراهم مي سازد . منيزيوم ماده اي ضروري براي انقباض عضلات ، انتقال طبيعي عصبها ، کارکرد آنزيمها و معدني کردن (mineralization) استخوانهاست .

کمبود مواد غذايي مانند ويتامين D ، فوليک اسيد ، ويتامين B6 ، ويتامين C ، آهن ، سلنيم ، مس ، روي و منيزيوم مي تواند منجر به گسترش آرتريت روماتوئيد شود . افزايش در مصرف مواد معدني کمياب ممکن است در بهبود برخي علائم و نشانه هاي آرتريت مؤثر باشد . 13 , 16 مکمل هاي حاوي فوليک اسيد و B12 مي توانند موجب کاهش آسيب پذيري مفاصل شوند . در برخي موارد ، اين نوع درمان به مرتب مؤثرتر از درمان با ديگر داروهاست . 8 , 15

انواع مولتي ويتامين ها و مواد معدني تجاري در بازار يافت مي شوند . جهت اطمينان از قابليت نفوذ پذيري (bioavailability) و جذب بالاي مواد معدني ، بايد محصولي با کيفيت و توان بالا را انتخاب کرد . مثلا آمينو اسيدهاي معدني کي ليت amino acid chelated minerals ) ( به صورت HVP ( Hydrolyzed Vegetable Protein – پروتئين گياهي هيدروليزه شده ) سريع تر و آسانتر از انواع ديگر مواد معدني نظير کربنات ها و اکسيدها ، در بدن جذب و هضم مي شوند . به علاوه ، فرمولهايي را انتخاب کنيد که فراهم آورنده ي آنزيم هاي گياهي باشند ، زيرا اين آنزيم ها جهت جذب غذا ، بسيار مهم هستند.

انواع طبيعي ويتامين E ( d -Alpha tocopherol ) نسبت به انواع مصنوعي آن ( dl -Alpha tocopherol ) داراي مزيت هاي بيشتري است .

EPA ( Eicosapentaenoic Acid ) امگا-3 ، موجب تشکيل پروستا گلاندين نوع 3 مي شود . اين ماده از توليد پروستا گلاندين نوع 2 که معمولا براي بدن مضر است ، جلوگيري مي کند . EPA بدن را از فشارخون بالا ، چسبندگي پلاکتها ، تجمع آب ، عملکرد پايين سيستم ايمني و التهابات محافظت مي کند . عوامل ضد التهاب EPA & DHA و GLA در جلوگيري از آرتريت روماتوئيد و سورايسيس (psoriases) بسيار مؤثر عمل مي کنند . در صورتي که مقدار اسيدهاي چرب امگا 3 در رژيم غذايي بيماران مبتلا به آرتريت روماتوئيد افزايش يابد ، اين بيماران به دوز کمتري از داروهاي ضد التهاب نياز دارند . 14 , 27 , 12

PG1 از GLA ( Gamma-Linolenic Acid ) امگا-6 مشتق مي شود . GLA جزء مؤثر روغن پامچال شبانگاهي ( Evening primrose oil ) و روغن گل گاو زبان ( borage oil ) است . اين ماده همچنين جهت تشکيل کولاژن از اهميت خاصي برخوردار است . 7

رژيم غذايي پيشنهادي جهت جلوگيري و درمان آرتريت

دوز روزانه پيشنهادي مناسب براي يک انسان معمولي

ويتامين ها

مواد معدني

Mg 400

ويتامين C

Mg 300

کلسيم

I.U. 400

ويتامين D3

Mg 1

منگنز

Mg 30

نياسين ( B3 )

Mg 300

منيزيوم

Mg 20

پانتوتنيک اسيد( B5 )

Mcg 150

يد

Mg 10

پيريدوکسين (B6)

Mcg 200

سلنيم

Mcg 3

ويتامين B12

Mg 3

مس

I.U. 100

ويتامين E (d-Alpha)

Mg 15

روي


Mg 240

امگا-3 (EPA/DHA)

سيدهاي چرب ضروري

Mg 240

امگا-6 (GLA)

دوز اوليه ي سولفات گلوکوزامين جهت درمان آرتريت بستگي به وزن بدن ( 20 ميلي گرم/ وزن به کيلوگرم / روز ) و مقدار نيمه عمر مفيد آن در بدن دارد . براي يک انسان 75 کيلوگرمي مصرف روزانه 1500 ميلي گرم سولفات گلوکزامين را که به 3 دوز 500 ميلي گرمي تقسيم مي شود ، در 60 تا 90 روز اوليه ي رژيم غذايي ، مناسب مي باشد و هيچ گونه اطلاعاتي مبني بر کارکرد بهتر و سريع تر دوزهاي بيشتر وجود ندارد . 5 , 20

پس از طي دوره ي اوليه ي 60 تا 90 روزه ، جهت حفظ سلامتي و بر اساس سطح درد و خشکي مفاصل ، مي توان دوز مصرفي را تا ميزان 500 ميلي گرم در روز کاهش داد .

انواع مختلف محصولات دارويي و غذايي با دامنه ي وسيعي از خلوص و اثر گذاري ، در دسترس مي باشند. مکمل هاي غذايي بر روي علت بروز آرتريت تمرکز دارند ( مثل کمبود مواد غذايي ) . تأثير سولفات گلوکزامين بر بعضي افراد سريع تر از ديگران است ، اما تقريبا همه افرادي که اين ماده را مصرف مي کنند ، از مزاياي آن بهره برده اند . مدت زمان بهبودي ، به ميزان پيشرفت آرتريت و نيز به بسياري عوامل ديگر بستگي دارد.

ويتامين ها و مواد معدني نظير ويتامين D ، فوليک اسيد ، ويتامين B6 ، ويتامين C ، کلسيم ، آهن ، سلنيم ، مس ، روي ، منيزيوم ، سيليس ارگانيک ( organic silica ) ، به علاوه اسيد هاي چرب ضروري مانند امگا 3 ( EPA/DHA ) که از روغن ماهيهايي نظير ماهي آزاد به دست مي آيد و امگا 6 ( GLA ) که از روغن گل پامچال يا گل گاو زبان به دست مي آيد ، موجب تسريع بهبودي مي گردند . رژيم غذايي روزانه در صورتي سودمند است که آميزه اي از ويتامين ها ، مواد معدني کي ليت و آنزيم ها باشد .

نتيجه گيري

استئو آرتريت نوع شايع ناراحتي هاي مفصل است . اين بيماري در اثر ساييده شدن مفاصل گوناگون نظير باسن و زانو روي مي دهد . مصرف NSAIDs نظير آسپرين و celebrex به عنوان مسکن در کوتاه مدت ، به تسکين درد ناشي از استئو آرتريت کمک خواهد کرد ، اما در دراز مدت به دوز بيشتري براي دستيابي به همان سطح از تسکين ، مورد نياز است . مصرف دوزهاي بالا ممکن است موجب صدمه به کليه و کبد ، فشار خون ، آسيب به معده و روده ، حملات آسمي ، ايجاد صداهاي زنگ مانند در گوش و غيره شود .

استروئيدهايي نظير کورتيزون ، پردنيزون و غيره مانند بازدارنده ي COX-2 عمل مي کنند . اين مواد در صورت استفاده کوتاه مدت مي توانند مفيد و مؤثر باشند ، اما در صورت مصرف در درازمدت با دوز بالا ، موجب بروز اختلالاتي در بدن مي شوند .

سولفات گلوکزامين نقش مهمي در بازسازي ساختار غضروف و مفصل ايفا مي کند . در صورتي که اين دارو به صورت خوراکي مصرف شود ، ميزان جذب آن در حدود 98 % است . بسياري از کارشناسان بهداشت ، پس از عمل جراحي ، مصرف گلوکزامين را به همراه MSM به عنوان مکمل غذايي به جاي داروهاي ضد التهاب و استروئيد ها ، پيشنهاد کرده اند . اين ماده داراي عوارض جانبي مهم نمي باشد و تداخل آن با ساير داروها مشاهده نشده است .

محصولات کندراتين از مولکول هاي بزرگي تشکيل شده اند و جذب خوراکي آن در سطح بسيار پاييني قرار دارد ( 5 % ) . مصرف آن دسته از محصولات کندراتين که از ناي گاو و خوک به دست مي آيند ، خطر آلودگي بافتهاي انسان را در پي دارد .

ترکيب سولفات گلوکزامين ، MSM و ويتامين C در کمک به درمان استئو آرتريت و تسکين درد هاي عمومي بسيار مؤثرتر مي باشد .

Serrapeptase مي تواند به عنوان مسکني مؤثر و ضد التهاب مورد استفاده قرار گيرد و نيز مي تواند بدون ايجاد عوارض جانبي و بدون تداخل با ساير مواد مغذي ، جايگزيني براي NSAIDs باشد . از آن جا که اين آنزيم در داخل معده تجزيه مي شود ، ضرورت دارد که به منظور جذب در روده ي کوچک ، به صورت کپسول پوشش دار و به هنگام خالي بودن معده مصرف گردد .

مصرف مولتي ويتامين ها ، مواد معدني کي ليت و آنزيم هاي مؤثر و نيز اسيدهاي چرب ضروري با کيفيت بالا نظير روغن ماهي آزاد و روغن پامچال بسيار سودمند است .

مترجمان : علي پيکري - حسن خوش ذوق

References

  1. Bucci, Luke R. 1995. Nutrition Applied to Injury Rehabilitation and Sports Medicine. Boca Raton , FL. CRC Press.
  2. C. Ricciardelli, et al., "Elevated stromal chondroitin sulfate glycosamino-glycan predicts progression in early-stage prostate cancer" Clin Cancer Res 3: 983-92, 1997.
  3. Chondroitin Sulfate Manufacturing and Risk of Mad Cow Disease. http://www.stoneclinic.com/chondroitin_extraction.htm
  4. Collagen of skin, joints and blood vessels
    (www.healingdaily.com/conditions/MSM-for-joint-pain.htm).
  5. Delafuente JC. Glucosamine in the treatment of osteoarthritis. Rheum Dis Clin North Am. 2000 Feb; 26(1): 1-11.
  6. Drovanti, A, et al. therapeutic activity of oral glucosamine sulfate in osteoarthritis: a placebo-controlled double-blind investigation. Clin. Ther. 3 (4) 260-272 (1980)
  7. Geusens P, Wouters C, Nijs J, Jiang Y, Dequeker J. Long term effects of omega-3 fatty acid supplementation in active Rheumatoid Arthritis. A 12 month, double-blind, controlled study. Arthritis Rheum.37(6):824-9.1994.
  8. Haugen M, hoyeraal H, Larsen, et al: Nutrient intake and nutritional satus in children with juvenile chronic artheritis. Sc J Rhum 1992;21:165-170
  9. Houpt JB, McMillan R, Wein C, Paget-Dellio SD. Effect of glucosamine hydrochloride in the treatment of pain of osteoarthritis of the knee. J Rheumatol. 1999 Nov; 26(11): 2423-30.
  10. Kirschmann, G. & J. Nutrition Almanac, 4th ed. New York : McGraw Hill, 1996.
  11. Kjeldson-Kragh J, Lund J, Riise T, et al: Dietary omega-3 fatty acid supplementation naproxen treatment in patient with rheumatoid arthritis. J Rheumatol 1992; 19:1521-1536.
  12. Kremer J: Omega-3 fatty acids and rheumatoid arthritis: Current status. Nutr Rep 1988; 6:33 ,36,40.
  13. KrogerH, Penulla I, Alhava E: Low serum vitamin D metabolites in women with rheumatoid arthritis. Sc. J Rheum 1993; 22:172-177
  14. Makela A, Hyora H, Vuorinen K, et al: Trace elements 9Fe, Zn, Cu, and Se) in serum of rheumatoid children living in western Finland . Scad J Rheum 1984;S53: 94
  15. Morgon S, Alarcon G Krumdieck C: Folic acid supplementation during methotrexate therapy: j Rheumata 1993:20: 929-930
  16. Munthe E, Aaseth J: Treatment of rheumatic arthritis with Seleniun and vitamin E. Sc J Rheum 1984:S53:103.
  17. Panush R: Nutritional therapy for arthritis. Nutr Rep 1988:6:17,24
  18. Peretz A, Neve J, Fameay J: Selenium in rheumatic disease. Sem Arth Rheum 1991;20:306-316.
  19. Pujalte, J. M. et al. Double blind clinical evaluation of oral glucosamine sulfates in the basic treatment of osteoarthritis. Curr. Med. Res. Opin. 7 (2) 110-114 (1980)
  20. Qiu, G. X. Efficacy and safety of glucosamine sulfate versus ibuprofen in patients with knee osteoarthritis. Arzneimittelforschung 48 (5) 469-474 (1998)
  21. Rindone JP, Hiller D, Collacott E, Nordhaugen N, Arriola G. Randomized, controlled trial of glucosamine for treating osteoarthritis of the knee. West J Med. 2000 Feb; 172(2): 91-4.
  22. Setnikar I. et al , pharmacokinetics og glucosamine in the dog and man. Arzneim Forsch 36(4): 729-35. 1986.
  23. Steroid-induced osteoporosis )
    http://uwcme.org/courses/bonephys/opsteroid.html
  24. Apadinhas, MJ. et al. Oral Glucosamine sulfates in the management of arthritis: report on a multi-center open investigation in Portugal . Pharmatherapeutica 3 (3) 157-168 (1982)
  25. Tapadinhas MJ, Rivera IC, Bignamini AA. Oral glucosamine sulphate in the management of arthrosis: report on a multi-centre open investigation in Portugal . Pharmatherapeutica 3:157-168; 1982.
  26. The Wall Street Journal, April 20, 1999 . All that Celebrex promised to do was to relieve the pain while eliminating, or minimizing, GI bleeding.
  27. Yoshina S, Ellis E: Effect of dietary fish oil derived fatty acids on inflammation and immunological processes. Fed Proc 1987; 46:1173.
  28. Mazzone A, Catalani M, Costanzo M, Drusian A, Mandoli A, Russo S, Guarini E, Vesperini G. Evaluation of Serratia peptidase in acute or chronic inflammation of otorhinolaryngology pathology: a multicentre, double-blind, randomized trial versus placebo. J Int Med Res. 1990; 18(5):379-88.
  29. Mazzone A, et al. Evaluation of Serratia peptidase in acute or chronic inflammation of otorhinolaryngology pathology: a multicentre, double-blind, randomized trial versus placebo. J Int Med Res. 1990; 18(5):379-88.
  30. Miyata, K. Intestinal absorption of Serratia Peptidase. J Appl Biochem. 1980;2:111-16.
  31. Deitrick RE. Oral proteolytic enzymes in the treatment of athletic injuries: a double-blind study. Pa Med. 1965;68:35-37.
  32. Tassman GC, Zafran JN, Zayon GM. Evaluation of a plant proteolytic enzyme for the control of imflammation and pain. J Dent Med. 1964;19:73-77.
  33. Deitrick RE. Oral proteolytic enzymes in the treatment of athletic injuries: a double-blind study. Pa Med. 1965;68:35-37.

 

www.Enerex.ca